چطور می‌توان 20 سال آینده را بهتر از این 20 سالی کرد که گذشت؟

یورو به ثبات نیاز دارد

کد: 13980604445180005

در دسترس نیست

، تهران ، (کارخانه‌آنلاین): یورو در روز اول ژانویه 1999 متولد شد. در آن زمان این ارز به دنیا آمد تا هم اروپایی‌ها را دور هم جمع کند و هم به آن‌ها اتحاد ببخشد. این ارز موفق شد رهبران اروپایی را با هم متحد کند؛ آن‌ها به دنبال عصر جدیدی برای یکپارچگی بودند.

یورو به ثبات نیاز دارد
تاریخ یورو پر از اشتباهات و خطاهایی است که تکنوکرات‌ها مرتکب آن شده‌اند. بدترین اشتباه هم مربوط به سال 2010 است؛ زمانی‌که آن‌ها درنیافتند بدهی‌های یونان قابل پرداخت نیست. بسیاری از افراد در این ماجرا ضرر کردند. یونان دوره‌ای طولانی از رکود را پشت سر گذاشت و اقتصادش رفته‌رفته کوچک‌تر شد. بانک مرکزی اروپا نیز اشتباهات تاریخی فاحشی داشته‌است. این بانک اغلب سیاست‌های پولیِ غلطی را در پیش گرفته و منجر به ضرر و زیان شده‌است.

چرا باید خواند: یورو در روز اول ژانویه 1999 به عنوان ارزی رسمی برای اروپایی‌ها راه‌اندازی شد. این ارز روی کار آمد تا اروپایی‌ها را با هم متحد کند. اما اتفاقی که در عمل افتاد این بود که رهبران اروپایی متحد شدند و در عوض اقتصاددان‌ها دچار تفرقه شدند.

یورو در روز اول ژانویه 1999 متولد شد. در آن زمان این ارز به دنیا آمد تا هم اروپایی‌ها را دور هم جمع کند و هم به آن‌ها اتحاد ببخشد. این ارز موفق شد رهبران اروپایی را با هم متحد کند؛ آن‌ها به دنبال عصر جدیدی برای یکپارچگی بودند؛ رشد تجاریِ آسان‌تر و سریع‌تری می‌خواستند و با خودشان خیال می‌کردند ارزی ایجاد کرده‌اند که با دلار رقابت خواهد کرد. اما یورو منجر به تفرقه میان اقتصاددان‌ها شد و آن‌ها را چند دسته کرد. برخی از اقتصاددان‌ها هشدار می‌دادند که یورو منجر به سیاستِ پولیِ تک‌منظوره‌ای می‌شود که اشتباهی فاحش خواهد بود. آن‌ها این نظام را با نظام پولی بازارهای نوظهور مقایسه می‌کردند. این بازارها تلاش می‌کردند مستقل از بانک‌های مرکزی باشند که مدام جرقه بحران‌های مالیِ مختلف را می‌زدند. میلتون فریدمن اقتصاددان سرشناس پیش‌بینی کرد اقتصاد جهان با همین ارز جدید دچار فروپاشی شود.
چند سالی وضعیت به همین شکل گذشت تا بالاخره کمی بعد بحران بدهی بعد از سال 2010 و بحرانی که در آن زمان به وقوع پیوست، اقتصاد اروپا را فراگرفت. در آن زمان همه به پیش‌بینیِ فریدمن نزدیک شده‌بودیم. اما یورو سقوط نکرد؛ زیاد تلوتلو خورد. بخشی از ماجرا ناشی از اقدامات دقیقه نودی بود که رهبران این منطقه انجام دادند و توانستند از سقوط این ارز جلوگیری کنند. آن‌ها در حالی‌که تفرقه داشتند موفق شدند اتحاد ارزیِ خود را حفظ کنند. هنوز هم اقبال عمومی به این پروژه ارزی نسبتاً بالاست. تقریباً از هر پنج نفر، سه نفر می‌گویند این ارز برای کشورشان خوب است و در نتیجه وجود آن موثر خواهد بود. سه‌چهارمِ افراد نیز بر این باورند که این ارز برای اتحادیه اروپا خوب است.
البته حمایت و اقبال عمومی به این ارز به معنای موفقیتِ این سیاستِ پولی نیست. کشورهای حوزه یورو هیچ‌گاه چنین تجربه‌ای نداشتند که با یک ارز دور هم جمع شوند. آن‌ها همیشه سیاست‌های پولی و ارزیِ مستقل از یکدیگر داشتند. یورو آن‌ها را به یکدیگر متصل کرد. حالا آن‌ها می‌توانند همه با هم متحد شوند و نرخ ارز خود را دستکاری کنند. اکنون استانداردهای زندگی در ایتالیا بالاتر از سطوح آن در سال 1999 است. اسپانیا و ایرلند نیز اخیراً اصلاح ساختاری را در پیش گرفته‌اند. اما فرایندهای اصلاحیِ آن‌ها ناقص پیش رفته‌است. در حال حاضر نرخ بیماریِ جوانان در اسپانیا برابر با 35درصد است. این نرخ برای این کشور پیشرفته بسیار بالاست. رشد دستمزدها هم در همه‌جای اروپا بسیار آرام است و در نتیجه شرایط چندان امیدبخش نیست.
 
تاریخی پر از خطا
تاریخ یورو پر از اشتباهات و خطاهایی است که تکنوکرات‌ها مرتکب آن شده‌اند. بدترین اشتباه هم مربوط به سال 2010 است؛ زمانی‌که آن‌ها درنیافتند بدهی‌های یونان قابل پرداخت نیست. بسیاری از افراد در این ماجرا ضرر کردند. یونان دوره‌ای طولانی از رکود را پشت سر گذاشت و اقتصادش رفته‌رفته کوچک‌تر شد. بانک مرکزی اروپا نیز اشتباهات تاریخی فاحشی داشته‌است. این بانک اغلب سیاست‌های پولیِ غلطی را در پیش گرفته و منجر به ضرر و زیان شده‌است. برخی از سیاست‌های بانک مرکزی اروپا برای حوزه یورو نقش محدودکننده و بدی داشته‌است. این بانک در سال 2008 نیز نسبت به بحران بزرگ اقتصادی خیلی دیر واکنش نشان داد در حالی‌که می‌توانست واکنشی سریع‌تر و بهتر داشته‌باشد. در واقع می‌توان گفت بانک مرکزی اروپا صرفاً بیرون از ماجرا ایستاده‌بود و با خشم به مشکلِ امریکایی‌ها نگاه می‌کرد. در سال 2011 تازه این بانک به خودش آمد و تلاش کرد با افزایش نرخ بهره علائم حیاتی از خودش نشان بدهد. ماریو دراگی رئیس بانک مرکزی اروپا نیز وعده‌هایی داد اما به هیچ‌یک عمل نکرد.
رهبران به ظاهر خودشان را نسبت به یورو متعهد می‌دانند اما شیوه اصلاح ساختاریِ این ارز را نمی‌دانند. همین امر باعث شد بحرانی جدی در اروپا و اقتصادش شکل بگیرد. رکود اقتصادی در یونان و ایتالیا باعث شد پوپولیست‌ها در این کشورها قدرت را به دست بگیرند. اصلاح خیلی آرام انجام شد و در نتیجه همه‌چیز رو به ویرانی قدم برداشت.
به لحاظ فنی راه برای ثبات یورو کاملاً واضح و آشکار است. نخستین گام این است که بانک‌ها به درستی اقدام کنند. بانک‌های اروپایی باید برآورد صحیحی از بدهی‌ها داشته‌باشند و متناسب با آن‌ها اقدام کنند. شاید اگر همه‌چیز خوب پیش برود بتوان در انتظار روزهایی خوش برای ارز اروپایی‌ها بود.
 
 
منبع: اکونومیست 
یورو به ثبات نیاز دارد
تاریخ یورو پر از اشتباهات و خطاهایی است که تکنوکرات‌ها مرتکب آن شده‌اند. بدترین اشتباه هم مربوط به سال 2010 است؛ زمانی‌که آن‌ها درنیافتند بدهی‌های یونان قابل پرداخت نیست. بسیاری از افراد در این ماجرا ضرر کردند. یونان دوره‌ای طولانی از رکود را پشت سر گذاشت و اقتصادش رفته‌رفته کوچک‌تر شد. بانک مرکزی اروپا نیز اشتباهات تاریخی فاحشی داشته‌است

برای مشاهده این تصویر در سایز اصلی اینجا را کلیک کنید.

منتشر شده در سرویس:

تحلیل روز