علینقی عالیخانی که بود و برای اقتصاد ایران چه کرد؟

​​​​​​​پرچمدار توسعه اقتصادی در ایران

کد: 13980405424490005

در دسترس نیست

، تهران ، (کارخانه‌آنلاین): در دوران وزارت عالیخانی تقویت بخش صنعت (در مقابل سیاست تقویت تجارت)، تمرکز زدایی از فعالیت‌های صنعتی به خصوص صنایع مادر در تهران و توزیع آن‌ها در کل مناطق مناسب کشور، کاهش بیکاری با تقویت صنایع کوچک در حال فعالیت، ایجاد تنوع در فعالیت‌های صنعتی و تولیدی از مهم ترین سیاست های اقتصادی- صنعتی بود.

​​​​​​​پرچمدار توسعه اقتصادی در ایران
بسیاری از صنایع بزرگ و مادر کشور در دوران عالیخانی احداث شد مانند ماشین سازی ارک و تبریز و ذوب آهن اصفهان

عالیخانی یکی از مشکلات برنامه توسعه را بی‌توجهی به دموکراسی می‌دانست و اعتقاد داشت همین مسئله سبب شده بود مردم با برنامه‌هایی که اجرا می‌شد همدلی نکنند

نویسنده: ولی الله خلیلی

دهه 40 شمسی در تاریخ اقتصادی به دلیل توسعه گسترده صنعتی و اقتصادی و توجه به اقتصاد بدون نفت و تمرکز بر تولید دوران طلایی نام گرفته است و بدون شک پرچمدار این حرکت؛ کسی نیست جزء علینقی عالیخانی نخستین وزیر اقتصاد ایران که بعد از ادغام دو وزارت خانه ... از سوی اسدالله علم به عنوان وزیر انتخاب شد و دیروز در 91 سالگی در گذشت. در دوران کاری او بسیاری از واحدهای صنعتی مادر همچون ذوب آهن اصفهان، ماشین سازی اراک و تبریز، پتروشیمی های بندر ماهشهر و آبادان، کارخانه خودروسازی ایران ناسینال ( ایران خودروی کنونی)، کارخانه نورد و لوله اهواز تاسیس شدند. همچنین او به عنوان یک مدیر تکنوکرات در مسیر توسعه اقتصادی و اقتصاد آزاد گام مهمی را بر داشت و آن تاسیس بورس اوراق بهادار تهران در سال 1346 بود.

علینقی عالیخانی متولد اول بهمن ۱۳۰۷، در نزدیکی ابهر بود. او دوره دبیرستان را در رشته ادبی، در دبیرستان البرز گذراند و در سال ۱۳۲۵ از دبیرستان فارغ ‌التحصیل شد. سپس وارد دانشکده حقوق دانشگاه تهران شد و در رشته علوم سیاسی موفق به دریافت لیسانس شد. با گرفتن مدرک فوق او تصمیم گرفت برای ادامه تحصیل به قبل تپنده اروپا و شهر عشاق یعنی پاریس برود و در بهترین دانشگاه این کشور یعنی سوربن شد و دکتر اقتصادش را از این دانشگاه گرفت. پس از آن عالیخانی به ایران بازگشت و در سال 1336 به دعوت سازمان امنیت ( ساواک) به عنوان تحلیلگر اقتصادی استخدام این مجموعه شد، اگر چه که در این مجموعه چندان نماند و به توصیه امیرعباس هویدا و انتظام شرکت نفت رفت و در ابتدا در اداره امور غیرصنعتی که مسئولیت ارائه خدمات به کارکنان در حوزه های بهداشت، مسکن و... بود شروع به کار کرد ولی بعد به بخش های دیگر رفت و مسئول برگزاری همایش های ملی و بین المللی تخصصی در این وزارتخانه شد. عالیخانی همچنین در این سال ها به صورت پاره وقت به عنوان مشاور در اتاق بازرگانی، صنایع، معادن تهران هم کار می کرد و اتفاقا شناخت و نگاهی که در پارلمان بخش خصوصی به اقتصاد پیدا کرد در آینده نقش مهمی در تصمیم گیری ها و سیاست گذاری هایش داشت.

خاطره نیازمند از قدرت عالیخانی در تصمیم گیری ها

رضا نیازمند، یکی از دلایل اختلاف عالیخانی با شاه را تلاش او برای استقلال در برابر تصمیم های غیرکارشناسی شاه و تمایل محمدرضا پهلوی برای دخالت در تمامی امور می‌داند؛ به عنوان مثال نیازمند می‌گوید: روزی عالیخانی وارد دربار شد و دید یکی از کارمندان وزارت از دربار خارج می‌شود؛ از او سؤال کرد برای چه به آنجا آمده‌ای؟ او پاسخ داده که برای گزارش دهی به شاه آمده است. فردای آن روز عالیخانی او را برکنار کرد، اما در جلسه بعدی وزیر اقتصاد با شاه، محمدرضا به شدت وی را مؤاخذه کرد که در این کشور مردم نمی‌توانند به شخص شاه گزارش دهند و باید از طریق تو بیایند و به من اطلاع دهند در وزارتخانه چه می‌گذرد.

دوران طلایی کلید خورد

در بهمن سال 1341 یعنی حدود 10 سال بعد از کودتای 28 مرداد، اقتصادی ایران روزهای سختی را پشت سر می گذاشت و رکود شدیدی را تجربه می کرد. در این زمان محمد رضا شاه برای حل مشکلات و بر طرف کردن اختلافات بین سیاست های صنایع و بازرگانی؛ به خصوص باتوجه به انقلاب سفید و اصلاحات ارضی دستور ادغام دو وزارتخانه را صادر و به جای آن ها وزارتی تحت عنوان اقتصاد تاسیس کرد. با تشکیل وزارت اقتصادی سوال اصلی این بود که چه کسی سکان هدایت این غول بزرگ تازه تاسیس را برعهده خواهد گرفت؟ پاسخی که در نهایت گزینه نهایی به نام عالیخانی ختم شد.

علینقی عالیخانی 34‌ساله بود که وزیر اقتصاد شد؛ سنی که شاید برای این پست خیلی جوان به نظر برسد.

او در خاطراتش درباره انتخابش به عنوان وزیر اقتصاد نوشته است:« در آن زمان در شرکت ملی نفت کار می‌کردم و شب‌ها زود می‌خوابیدم. شبی جهانگیر تفضلی نسبتا دیروقت با من تماس گرفتند و به صورت مرموزی صحبت می‌کردند. در آن مکالمه به من گفتند که فردا صبح ساعت ۷ آقای علم می‌خواهند شما را در منزل خودشان ببینند. من بسیار تعجب کردم و گفتم من نشانی منزل آقای علم را نمی‌دانم. آقای تفضلی گفتند ایرادی ندارد به منزل من بیایید از اینجا به اتفاق هم می‌رویم. من‌‌ همان لحظه متوجه شدم که اتفاقاتی در حال وقوع است. چون در‌‌ همان روز یکی از دوستان با من تماس گرفت و پرسید شنیده‌اید که دولت استعفا داده است؟ من البته این خبر را تا آن زمان نشنیده بودم. از ایشان پرسیدم چرا نخست‌وزیر استعفا داده‌اند؟ گفت، قصد دارند چند وزیر را عوض کنند. تصور من این بود که تغییر و تعویض وزیران بی‌فایده است. چون چند نفر دیگر شبیه به خود را می‌آورند. اما نمی‌دانستم که ایشان پیشنهادی برای من دارند. صبح زود به منزل آقای تفضلی رفتم و از آنجا به منزل آقای علم رفتیم. در منزل آقای علم بود که به من پیشنهاد وزارت اقتصاد شد. از این پیشنهاد بسیار تعجب کردم.» او همچنین در بخش دیگری از خاطراتش از پیش شرط هایی که برای وزارت اقتصاد داشته است، نوشته:« رای قبول دو شرط داشتم، اول اینکه هر شخصی را که خود تشخیص دهم در وزارتخانه جذب کنم و برعکس آن نیز بتوانم کسی را که مفید فایده نمی‌دانم اخراج کنم. دوم برای اجرای برنامه‌های خود اختیار داشته باشم و برنامه‌ها و دستورات از پیش تعیین شده در دستور کار من قرار نگیرد. هر دو شرط من پذیرفته شد و گفتند در اجرای برنامه‌ها و تغییر نفرات اختیار تام دارید. به این ترتیب در شرایطی که بسیار گرفتار بودم، وزیر اقتصاد شدم.»

علینقی عالیخانی 34‌ساله بود که وزیر اقتصاد شد؛ سنی که شاید برای این پست خیلی جوان به نظر برسد. او با تدوین برنامه چهارم توسعه که یکی از موفق ترین برنامه های توسعه در کل تاریخ اقتصاد ایران محسوب می شود بحث توسعه صنایع از طریق منابع حاصل از فروش نفت و کاهش وابسته کشور به اقتصاد نفتی را در دستور کار قرار داد. او اعتقاد داشت توسعه واحدهای صنعتی به ارز حاصل از نفت وابسته است و این مسئله باعث می‌شود در برخی از مقاطع واحدهای تولیدی با مشکل بازپرداخت وام مواجه شوند. او در خاطراتش نوشته است: «یکی از گرفتاری های ما کارخانه‌هایی بود که از بابت وامی که از محل ارزیابی پشتوانه اسکناس گرفته بودند تعطیل شده بودند؛ چون بدهی به دولت داشتند و بدهی‌شان را نمی‌توانستند پس بدهند. گاهی به خاطر ضعف مدیریت بود، گاهی به خاطر آن بود که به آن کارخانه بی‌جهت وام داده بودند.»

در دوران وزارت عالیخانی تقویت بخش صنعت (در مقابل سیاست تقویت تجارت)، تمرکز زدایی از فعالیت‌های صنعتی به خصوص صنایع مادر در تهران و توزیع آن‌ها در کل مناطق مناسب کشور، کاهش بیکاری با تقویت صنایع کوچک در حال فعالیت، ایجاد تنوع در فعالیت‌های صنعتی و تولیدی از مهم ترین سیاست های اقتصادی- صنعتی بود. عالیخانی از سال 1341 تا 1348 در دولت‌های اسدالله علم، حسنعلی منصور و امیرعباس هویدا عهده‌دار وزارت اقتصاد بود و پس از عزل از وزارت اقتصاد، رئیس دانشگاه تهران شد.

 

اهمیت توجه به مسائل اجتماعی در توسعه

عالیخانی یکی از مشکلات برنامه توسعه را بی‌توجهی به دموکراسی می‌دانست و اعتقاد داشت همین مسئله سبب شده بود مردم با برنامه‌هایی که اجرا می‌شد همدلی نکنند و احساس کنند اگر اقدامی انجام می‌شود نفعی برای همه افراد ندارد و فقط عده کمی از آنها بهره برداری خواهند کرد. همچنین او یکی دیگر از ایرادهای برنامه توسعه را بی‌توجهی به ابعاد اجتماعی دانسته و گفته است: زمانی که بعد از برکناری از وزارت اقتصاد، به سمت رئیس دانشگاه تهران منصوب و در آنجا مشغول به فعالیت شدم، تعامل با دانشجویان باعث شد متوجه شوم در سال های گذشته ما فقط به اعداد و ارقام و رشد اقتصادی توجه می‌کردیم و به مسائل اجتماعی توسعه آن گونه که باید، توجه نمی‌کردیم.

عالیخانی پس از ریاست دانشگاه به کلی از کارهای دولتی کناره گرفت و در بخش خصوصی و اتاق بازرگانی، صنایع و معادن آن زمان فعالیت کرد و تا زمان انقلاب هم در پارلمان بخش خصوصی حضور داشت و پس از آن به آمریکا مهاجرت کرد. او 40 سال بعد از خروج از ایران شب دوشنبه در این کشور در گذشت. 

خیال تولید با ماشین آلات فرسوده

عالیخانی در خاطراتش می نویسد: «من رفتم یکی از کارخانه را دیدم. یک مقدار ماشین‌آلات نساجی، که این ماشین‌آلات دست دوم را از هندوستان خریده بودند، آورده بودند به تبریز. حالا استاندار می‌گوید: این ماشین‌آلات اصلش انگلیسی بود، چرا کار نمی‌کنند. گفتم این‌گونه ماشین‌آلات فرسوده نباید هم کار بکند. وقتی که آمدیم بیرون، در باغ آن کارخانه، استاندار به من گفت: ما چه بکنیم؟ گفتم: شما در این محوطه اگر سیب پاییزه بکارید بهتر است تا به خیال تولید با ماشین‌آلات فرسوده.»

 

منتشر شده در سرویس های:

کامنت کارآفرین | کارخانه دار