نگاهی به زندگی غلام عباس سلیمانی مدیرعامل شرکت کاله

مرد خستگی ناپذیر تولید

کد: 13980310404270005

در دسترس نیست

، تهران ، (کارخانه‌آنلاین): آتش سوزی کارخانه کاله در کشور عراق در روزهای گذشته واکنش های بسیاری را به همراه داشته است اما کسانی که غلام علی سیمانی را می شناسند می دانند که او مرد روزهای سخت است و دوباره همه

مرد خستگی ناپذیر تولید
غلام علی سیمانی بنیانگذار بنیانگذار کاله از هیچ شروع کرد و بارها شکست خورد و از دست تا بزرگترین کارخانه لبنی کشور را راه اندازی کرد

بسیاری از ما با شنیدن نام غلام عباس سلیمانی ناخدا برند کاله و محصولات لبنی مختلفی را به ذهن می آوریم، از بستنی های مختلف گرفته تا ماست سون و...؛ ورود سلیمانی به صنایع لبنی و راه اندازی کارخانه هایی مانند آمل و کاله از سال 1369 اتفاق افتاد.

غلام  علی سلیمانی متولد 25 خرداد سال 1325 در شهر آمل است و 6 ماه دیگر 70ساله می شود. او در یک خانواده مذهبی و پر جمعیت با سه برادر و سه خواهر بزرگ شده است. پدرش وکیل دادگستری بود و مادرش چهار کلاس درس خوانده بود.او دوران دبستان و دبیرستان را در آمل شهری که حالا به یکی از مراکز اصلی فعالیت های صنعتی اش تبدیل شده درس خواند و بعد به تهران آمد تا در کنکور دانشگاه شرکت کند اما دو سال پشت کنکور ماند تا وارد دانشگاه ملی (شهید بهشتی کنونی)شود و ریاضی بخواند؛ رشته ای که درباره آن خودش می گوید:« دو خاصیت دارد، اول این که سلول‌های مغزی آدم را باز می‌کند و دوم اینکه آدم می‌ داند که چه راهی را باید برود.»

سلیمانی برای تجربه استقلال مالی، تامین بخشی از مخارج زندگی و البته علاقه به تجریه کسب و کار از سال دوم دانشگاه به گفته خود کار را شروع کرد و شهریه دانشگاه و هزینه های زندگش اش را پرداخت می کرد؛ اتفاقی که حتی موجب ناراحتی پدرش شد و یک سال با او قهر کرد. « پدرم مخالف بود. می‌گفت آدم باید عالم باشد. باید درس بخواند. چون خودش عاشق درس‌خواندن بود. اما من اعتقاد نداشتم که آدم باید فقط درس بخواند. می‌گفتم آدم باید زندگی کند. برای زندگی علاوه بر این‌که نیاز به فکر و عقل هست، نیاز به پول هم هست. برای به‌دست‌آوردن پول هم باید کار کرد. »

بعد از تحصیل غلام علی راهی خدمت سربازی شد و همزمان در دانش سرا هم درس می داد و تدریس خصوصی هم می کرد البته آن چه ذهنش را درگیر کرده بود این بود که کاری برای خودش راه بیندازد، رویایی که از کودکی در سر داشت. در گفت و گویی که روی سایت شرکتش جای گرفته، در این باره گفته: « از کلاس هشت و نه به این فکر بودم که باید کار آزاد داشته باشم. آن موقع به هم‌کلاسی‌هایم که الان بعضی از آن‌ها همکاران من هستند می‌ گفتم ما می ‌توانیم با دوهزار تومان یک تاکسی بخریم و در شهر آمل باهم کار کنیم. آن موقع می‌توانستیم این‌کار را بکنیم. به‌ویژه این‌که یکی از دوستانم وضع خوبی داشت و می‌توانست این پول را فراهم کند. اما هم‌کلاسی‌هایم به من می‌خندیدند و می‌گفتند تو خل شدی. بعد در دانشگاه هم به این فکر می‌کردم که باید کار کنم. با این‌که در خانواده مرفه بزرگ شده بودم، اما مرتب به این فکر می‌کردم که باید کسب‌وکار راه بیندازم.»

از تجارت تا کارخانه همبرگرزنی

باتوجه به این نگاه؛ غلام عباس سلیمانی با پایان سربازی در سال 1352 به فکر راه اندازی شرکت خود افتاد و در اولین گام در زمینه صادرات و واردات فعالیتش را شروع کرد و حدود 3 سال در کار تجارت بود که البته خود می گوید موفقیت زیادی را در آن کسب نکرد اگرچه که درس های بسیاری از آن گرفت و شاید مسیر اصلی زندگی اش در همین دوره تعیین کرد. او در گفت و گو با سایت  Business Yearگفت: « نماینده برخی از کارخانه های خارجی بودم و مشغول فعالیت های گوناگونی در زمینه های مختلف مانند صنایع مواد غذایی، ماشین آلات کشاورزی، محصولات کشاورزی، شوینده و... در آن زمان تلاش داشتم که حوزه های متنوعی از تجارت را ارزیابی کنم تا متوجه شوم که کدام یک دارای مزایای رقابتی است و می تواند برای من فرصتی برای رشد و موفقیت به ارمغان آورد.»

او در جریان همین کارها با شرکت کالباس سازی گیلان آشنا شد و باتوجه به پشتکار، هوش و البته جدیت در کار با پیشنهاد پخش سوسیس و کالباس برای این شرکت مواجه شد و بعد از پذیرش کار برای توسعه شرکتش ساختمانی را که متعلق به خواهرش بود به قیمت ماهی 20 تومان اجاره کردو از سال 1356 رسما وارد صنایع غذایی شد و خیلی زود باتوجه به جدیت و خلاقیتش موفقیت های بسیاری به دست آورد و ظرف دو ماه به گفته خود تولید کارخانه با رشدی سه برابری رو به رو شد. « قبلا هر روز چهار تن تولید در کارخانه داشتند اما ما چهارتن را تبدیل به دوازده تن کردیم، قبل از شروع کار ما یک وانت جنس تحویل می داند که یک هفته ای بفروشیم ولی ما کاری کردیم که هر روز یک کامیون جنس می آمد و ما می فروختیم.» البته این همکاری خیلی ادامه پیدا نکرد ولی ابتکارات و افزایش فروش کارخانه سویس و کالباس گیلان باعث شد تا نام سلیمانی بین هم صنفی هایش بر سر زبان ها بیفتد و او با پیشنهادهای جدیدی مواجه شود که یکی از آن ها برای کارخانه میکایلیان بود؛ سلیمانی کار در این کارخانه را شروع کرد اما به دلیل اختلاف های داخلی و مدیریتی مسئول کارخانه با یکی از شرکا همکاری سلیمانی با کارخانه میکایلیان طولانی نشد؛ خود در مصاحبه ای گفته شریک میکایلیان گفته بود این آقایی که با این جدیت کار می کند دو روز دیگر صاحب این کارخانه خواهد شد.

این تحولات در زندگی سلیمانی همزمان با دوران پیروزی انقلاب بود؛ دورانی که او برای گذران زندگی بیشتر از راه تدریس خصوصی درآمد کسب می کرد تا اینکه یکی از مشتری های سابقش که برای او دستگاه همبرگر زنی وارد کرده بود با او تماس گرفت و از سلیمانی خواست تا دستگاه ها را برایش بفروشد؛ این جا بود که او تصمیم گرفت با خرید یک چرخ گوشت و استفاده از دستگاه ها، تولید همبرگر را در همان دفتر شرکتش شروع کند و با کمک همکارانش در شرکت پخشی که قبلا تشکیل داده بود، آن ها را توزیع کند. « با آدم‌ هایی که در این زمینه کار کرده بودند صحبت کردم و از آن‌ ها خواستم همبرگرسازی را یادم بدهند.  روز اول از صبح ساعت شش تا شب ساعت دوازده، به کمک چهار کارگر، 197 عدد همبرگر زدیم.»

شروع تولید همبرگر و استقبال از محصولاتشان باعث شد تا سلیمانی به فکر راه اندازی کارخانه تولید محصولات گوشتی از جمله سوسیس و کالباس بیفتد؛ کارخانه دمس که در سال 1358 در شیراز راه اندازی شد. در مصاحبه ای در این باره گفته: « مجوز گرفتیم و با یکی از دوستانم که تجربه کار در شرکت‌های پیچک و یک‌ویک را داشت صحبت کردم و از او خواستم با ما کار کند. گفتم هر چه پیچک به تو پول می‌دهد من 25درصد بیش‌تر می‌ دهم بیا با من کار کن.... من آن‌جا نماینده پخشی داشتم که با او تماس گرفتم و گفتم شما جایی سراغ ندارید که برای ما اجاره کنید من می‌خواهم شیراز کارخانه بزنم. گفت من خودم یک جایی دارم، من و شریکم رفتیم و محل را دیدیم. خلاصه قرار شد که به اندازه اجاره قانونی محل به پخش‌کننده شیرازی سهام بدهیم. ماشین‌ها را برداشتیم و آن دوستم را هم که تجربه کار و تولید در دو کارخانه را داشت مدیر تولید کردیم. حالا کارخانه آماده بود، اما پولی نداشتیم که گوشت بخریم و ماشین‌ها را راه بیندازیم. از هر که می‌شناختم پول قرض گرفتم و گوشت خریدم. فردی از نزدیکان میکائیلیان در کارخانه‌اش کار می‌کرد. به او گفتم تو در سوسیس و کالبا‌س‌سازی استادی من می‌خواهم بیایی شیراز و این کاری را که بلدی به ما یاد بدهی، قبول کرد.»

پس از این و باتوجه به موفقیت او تصمیم گرفت دومین واحد تولید محصولات گوشتی را با نام سولیکو در سال 59 راه اندازی کند و بعد از آن کارخانه تولید فرآورده های گوشتی آمل در سال 61 افتتاح شد. در کنار این ها سلیمانی تصمیم گرفت در جنوب کشور و در شهر بوشهر هم واحدهایی برای تولید محصولات شیلات و گوشت ماهی در سال 62 و 63 تاسیس کند. البته به همه این ها باید فعالیت هایی در حوزه صادرات فرش، چرم و... و راه اندازی کارخانه تولید فرآورده های گوشتی در سال 69 در کرمانشاه را هم اضافه کرد.

از کلاس هشت و نه به این فکر بودم که باید کار آزاد داشته باشم. آن موقع به هم‌کلاسی‌هایم که الان بعضی از آن‌ها همکاران من هستند می‌ گفتم ما می ‌توانیم با دوهزار تومان یک تاکسی بخریم و در شهر آمل باهم کار کنیم.

ورودی به صنایع لبنی

بسیاری از ما با شنیدن نام غلام عباس سلیمانی ناخدا برند کاله و محصولات لبنی مختلفی را به ذهن می آوریم، از بستنی های مختلف گرفته تا ماست سون و...؛ ورود سلیمانی به صنایع لبنی و راه اندازی کارخانه هایی مانند آمل و کاله از سال 1369 اتفاق افتاد. سیلمانی گفته کار را با سه لیتر شیر در روز شروع کرده و حالا به هزار تن رسیده است. « می‌خواستم کارخانه لبنی آمل را راه بیندازم. از وزیر وقت درخواست ارز برای واردکردن ماشین‌آلات کردم. اما نپذیرفتند. این موضوع مرا ناامید نکرد. با ارز آزاد ماشین‌های دست‌دوم خریدم و کارم را راه انداختم. یک روز همان آقای وزیر کارخانه‌دارها را جمع کرد تا نسبت به ارزی که از دولت گرفته بودند پاسخ‌گو باشند. من یک کارتن همراه خودم به جلسه برده بودم. وقتی نوبت به من رسید کارتن را باز کردم و انواع پنیری را که تولید کرده بودیم به او نشان دادم؛ انواع پنیر، پرسید این‌ها چیست؟ گفتم مگر نمی‌خواهید پنیر تولید کنید. من بدون ارز دولتی این پنیرها را تولید کرده‌ام. این آدم یک مرتبه رنگ‌ورویش عوض شد. اخلاقش عوض شد و گفت آقایان من فردی مثل او می‌خواهم. گفتم شما ارز را به این‌ها دادید، کار را از من می‌خواهید؟ گفت چه می‌خواهید؟ گفتم ارز، مجوز، به من دویست‌هزار دلار بدهید که این سه ماشینی که احتیاج دارم بیاورم.» او همچنین شرکت کاله که 14 هکتار وسعت دارد را در سال 1370 راه اندازی کرد و اکنون به عنوان بزرگ ترین شرکت حوزه صنایع لبنی کشور شناخته می شود.

سلیمانی برای توزیع و پخش محصولات شرکت های زیر مجموعه خود شبکه مویرگی راه اندازی کرده است که از شمالی ترین نقطه کشور تا جنوبی ترین نقاط را پوشش می دهد، این شرکت 24 مرکز در کل ایران دارد که فروش مستقیم را به مغازه‌های خرده فروشی و سوپرمارکت ‌ها برعهده دارد و این مراکز به بیش از 70000 مغازه خرده فروش در کل ایران سرویس می‌ دهند.

او در مصاحبه با سایتBusiness Yearگفت:« زمانی که من شروع به تولید در آمل کردم، هدف فروش من بندر عباس بود. شهری در جنوب ایران با مسافتی در حدود 1000 کیلومتر. ما مشتریانی در روستاها، هایپرمارکت‌ها، سوپرمارکت‌ها، عمده فروشی‌ها، مدارس، هتل‌ها، رستوران‌ها و کافی شاپ‌ها، بیمارستان‌ها، موسسات و قنادی‌ها داریم، برای هر کدام یک تیم در حال فعالیت هستند. قبل از این که مشغول کار کردن با عمده فروشی‌ها باشیم، ما در حال انجام فروش مستقیم به سوپرمارکت‌ها هستیم. بنابراین این راهی برای ایجاد تعادل است.»

فوت مدیریتی و خلاقیت

غلام عباس سلیمانی اصول مدیریت ویژه ای دارد و شاید همین قاعده خاص هم باعث شده است تا او در طول این سال ها به موفقیت های بسیاری دست یابد و واحدهای تولیدی و کارخانه های متعددی راه اندازی کند و چندین هزار نفر در مجموعه هایش مشغول به کار باشند. او درباره نگاه مدیریتیش در جایی گفته:« شرکت‌ها را بر اساس سیستم‌های مدیریتی نوین اداره می‌کنم. یعنی می‌گویم در اعضای هیات‌مدیره باید یک فرد آشنا به امور مالی، فردی آشنا به بازاریابی یا تولید وجود داشته باشد. خودم هم هستم. آن‌ها هرکدام یک رای دارند، خودم دو رای. آن‌ها را از بین نیروهای جوان استخدام می‌کنم. همه‌جا کنار آدم‌های قدیمی یک آدم جدید استخدام می‌کنم که 99 درصد آن‌ها فوق‌لیسانس هستند و از دانشگاه‌های معتبر فارغ‌التحصیل شده‌اند. چون می‌خواهم از ترکیب تجربه قدیمی‌ها و علم جدید بهره‌وری خوبی داشته باشم.»

سلیمانی در کار جدی است و تنها به موفقیت فکر می کند و خود را با همه شرایط سخت منطبق می کند، خود در گفت و گویی در این باره گفته کهبه هر حال من با هر سازی که بزنند می‌رقصم تا بتوانم مشکلم را حل کنم. هدف دارم و هدفم ایجاد کار است. ایجاد صنعت است. اما باوجود پشتکار و جدیت در کار اگر کسی به دنبال فوت جادویی سلیمانی برای رسیدن به موفقیت باشد؛ حتما باید آن را در «ذهن خلاق و نوآوری» در تولید محصولاتش دنبال کند؛ بسیاری از اولین ها در تولید محصولات لبنی و غذایی در سال های گذشته تولیدات کارخانه های او بوده اند. 

سلیمانی در مصاحبه ای درباره آینده شرکت هایش گفته: « روش من مثل دوی چهارصد متر است، صد متر اول را ما رفتیم، برای صد متر دوم کار را به مدیران جوان سپردیم و آن‌ها هم باید صد متر سوم کار را به دیگران بسپرند. من دنبال نوآوری و تاسیس شرکت‌های جدید هستم.»

مرد خستگی ناپذیر تولید

منتشر شده در سرویس:

کارخانه دار