میر مصطفی عالی‌نسب کارآفرینی که چشم تاریخ بود

همیشه زنده

کد: 13980304404210005

در دسترس نیست

، تهران ، (کارخانه‌آنلاین): در خاطرات بسیاری از دولتمردان ایران در سال‌های اول انقلاب این نام عالی‌نسب است که بارها تکرار می‌شود

همیشه زنده
اولین کارگاه عالی نسب

عالی‌نسب را می‌توان ناظر و کنشگر اقتصادی دانست که در برهه‌های حساس تاریخ در کنار مردان بزرگ این سرزمین ایستاده است. او در مورد مصدق از این می‌گفت که مصدق تمام آرمان‌ها

نویسنده: زینب کوهیار 
 
میر مصطفی عالی‌نسب هنوز در خانه‌های بسیاری از ما نفس می‌کشد چراکه محصولات کارخانه‌اش هم چنان با نام خودش تولید می‌شود و به دست مشتریان می‌رسد. چراغ‌های نفتی و علاءالدین خاطره ساز در کمتر خانه‌ای از دهه 50 به بعد استفاده نمی‌شده و محصولات بسیاری از تولیدکنندگان دهه 40 و 50 با کارتن‌های تولیدشده در کارخانه کارتن‌سازی میهن که متعلق به اوست به دست مشتریان رسیده است. میر مصطفی عالی‌نسب ازنظر مسیر سیاسی که پیموده هم با دیگر کارآفرینان و کنشگران اقتصادی هم‌عصر خود متفاوت است. در دهه 40 شاه در بازدید از نمایشگاه صنعتی از غرفه عالی‌نسب هم دیدن کرده است اما عالی‌نسب پس از پیروزی انقلاب اسلامی از مناسبات اقتصادی حذف نشده و کارخانه و دارایی‌اش مصادره نشده است.
در خاطرات بسیاری از دولتمردان ایران در سال‌های اول انقلاب این نام عالی‌نسب است که بارها تکرار می‌شود و البته بعضی می‌گویند که عالی‌نسب به دولت مصدق هم مشاوره می‌داده است. او در سال‌های جنگ هم به دولت وقت مشاوره می‌داد و از نظر بعضی از تحلیل گران و همکارانش از شاخص‌ترین شخصیت‌های طرفدار اقتصاد چپ در آن زمان بوده است. بعضی دیگر اما این نظر را ندارند و می‌گویند عالی‌نسب بر اساس اقتضای زمان تصمیم می‌گرفت و البته همیشه دغدغه زندگی کارگران را داشت. عالی‌نسب هرچه بودونبود، یک ویژگی بارز داشت و آن‌هم عشق به ایران، اسلام و توسعه آن بود. عالی‌نسب طی ده سال پس از پیروزی انقلاب اسلامی این فرصت را یافت تا آرزوهای دورودرازش در ایجاد چتر حمایتی اجتماعی و کمک به اقشار مستضعف را پیاده کند.
او به‌شدت مورد اعتماد شخصیت‌های چپ دولت‌های انقلابی سال‌های 57 تا 68 بود بنابراین توانست تا جای ممکن طرح‌هایی را که به گمانش گامی برای تحقق عدالت در جامعه بود اجرایی کند. عالی‌نسب همیشه بر مصرف کالای داخلی تأکید داشت اما در یک دوره که دولت مصدق برای ممنوعیت و محدودیت واردات تلاش می‌کرد از این گفت که این کار خلاقیت را در بنگاه او می‌کشد و با آن مخالفت کرد. او در سفرهای خارجی‌اش حتی چند پاکت اضافه سیگار با خود به همراه می‌برد تا سیگار خارجی نخرد. صنعتی کردن کشور برای حل مشکلاتی مثل فقر و بیکاری موردنظر او بود و معتقد بود که واردات کالاهای تجملی قابل‌قبول نیست. او فکر می‌کرد که عدالت بزرگ‌ترین و عالی‌ترین هدیه خداوند به‌نظام هستی است و مأموریت انبیا اجرای عدالت در زمین بوده است.
عالی‌نسب معتقد بود که باید یارانه را به‌جای مصرف‌کننده به تولیدکننده داد. میر مصطفی مردی استثنایی در تاریخ کارآفرینی ایران است چراکه هم کار می‌آفرید، هم بر پرورش روح خودش تکیه می‌کرد و هم دل به کارگران می‌داد.
 
‌کودکی ناتمام
عالی‌نسب در خانواده‌ای تبریزی مقیم عراق در شهر کاظمین به دنیا آمد. پدرش کربلایی سید حسین مادرش عالیه نام داشت. حاصل ازدواج آن‌ها پنج دختر و سه پسر به نام‌های مرتضی، مصطفی و مجتبی بود کربلایی سید حسین پس از بازگشت به ایران در تبریز به فروش چای مشغول شد. خانه‌اش در محله شتربان تبریز قرار داشت. او در سال 1309 درگذشت و سرپرستی خانواده را همسرش عالیه بر عهده گرفت. عالیه هم در سال 1342 از دنیا رفت.
مصطفی دومین پسر خانواده عالی‌نسب در سال 1298 در کاظمین عراق به دنیا آمد. او تا مقطع ابتدایی در تبریز تحصیل کرد اما پس‌ازآن به دلیل مشکلات مالی به مغازه‌های مختلف می‌رفت و کار می‌کرد. میر مصطفی پس از مدتی یک دوره آموزشی کوتاه‌مدت در رشته حسابداری را گذراند که به آگاهی او از روش‌های جدید حسابداری انجامید. تا سال 1310 بیشتر تجار از حسابداری سیاق که با علائم اختصاری مثل ویرگول برای صد و حرف ع برای 10 شناخته می‌شود استفاده می‌کردند. آشنایی مصطفی با حسابداری جدید به او کمک کرد تا شغل بهتری پیدا کند. او در سال 1316 به تهران آمد و در یک شرکت تجاری وارداتی به نام اتفاق در بخش حسابداری مشغول به کار شد. این شرکت لوازم چینی و بلور وارد می‌کرد. کار مصطفی در این شرکت گرفته بود اما او با اشغال ایران توسط متفقین به تبریز بازگشت و پس از مدتی به خریدوفروش سهام کارخانه مشغول شد. آن زمان هنوز سازمان بورس در ایران راه‌اندازی نشده بود و تنها در بعضی شهرها که واحدهای صنعتی در آن فعالیت می‌کردند، سهام کارخانه‌ها به شکل محدود خریدوفروش می‌شد. به دلیل محدودیت واردات و جنگ خریدوفروش سهام شرکت‌ها در آن زمان به‌طور کاذب رونق گرفته بود. عالی‌نسب که کارگزار سهام بود، به‌خوبی می‌دانست که این رونق از بین می‌رود. پیش‌بینی او درنهایت درست از آب درآمد و پس از جنگ با آزاد شدن واردات کالا بسیاری از شرکت‌ها و واحدهای صنعتی متضرر شدند.
عالی‌نسب در سال 1324 با تسلط حزب دموکرات تبریز بر این شهر به تهران بازگشت و تا سال 1328 چینی و بلور وارد می‌کرد. تجربه کار در مغازه‌های مختلف، خریدوفروش سهام و حسابداری شرکتی مثل شرکت اتفاق به او کمک کرد که درنهایت بنگاه اقتصادی مستقل خودش را راه‌اندازی کند. سرمایه‌ای که در این سال‌ها هم جمع کرده بود به کمک آمد و به‌این‌ترتیب میر مصطفی عالی‌نسب اولین کارگاه ساخت چراغ‌نفتی متعلق به خودش را در سال 1330 تأسیس کرد. او پیش‌بینی می‌کرد که دلیل محدودیت‌های ارزی و تحریم نفت تقاضا برای کالاهای داخلی زیاد شود. پیش‌بینی او این بار هم درست از آب درآمد و کسب‌وکار عالی‌نسب گرفت.
ایده عالی‌نسب برای فروش بیشتر برگزاری نمایشگاه بود. او نمایشگاهی از اجناس و کالاهایش در تهران برگزار کرد و بعضی گفته‌اند که مصدق هم از این نمایشگاه بازدید کرده و از عالی‌نسب خواسته تولید را ادامه دهد. روایت دیگری هم درباره رابطه مصدق و عالی‌نسب وجود دارد که از مشاوره این کارآفرین مذهبی به مصدق خبر می‌دهد. در سال‌های 1329 و 1330 مصدق می‌خواست تقاضای داخلی نفت در ایران افزایش پیدا کند چراکه نفت ایران تحریم بود و خبری از مشتری خارجی نبود. توسعه صنایع نفتی در داخل کشور می‌توانست به کمک بیاید برای همین مصدق صنعتگر تبریزی و فارغ‌التحصیل مرکز بازرگانی آلمانی‌ها را تشویق کرد تا چیزی بسازد که مردم به‌جای زغال، از نفت برای گرما و پخت‌وپز استفاده کنند.
سال 1329 اولین محصول بنگاه صنعتی عالی‌نسب روانه بازار شد. سماور عالی‌نسب محمد مصدق را حسابی سر ذوق آورد تااندازه‌ای که مهمانی‌ای برگزار کرد که در آن چای را با سماور عالی‌نسب تهیه کرده بود. از آن سال به بعد روند رشد کارخانه عالی‌نسب صعودی بود. تا سال 1343 این گروه صنعتی موفق شد در یازده نمایشگاه داخلی شرکت کند و البته محصولات عالی‌نسب در نمایشگاه‌هایی مثل نمایشگاه بین‌المللی بروکسل، ازمیر و کابل هم راه یافت. باوجوداینکه در آن زمان هیچ محدودیتی برای واردات کالاهای خارجی به ایران نبود، کارخانه عالی‌نسب 800 نماینده فروش در شهرهای ایران داشت و محصولاتش را به دیگر کشورهای جهان صادر می‌کرد. تا سال‌ها عالی‌نسب در بازار داخلی بی‌رقیب بود و عنوان بزرگ‌ترین سازنده انواع سماور و اجاق نفتی را به نام خود ثبت کرده بود. مصطفی عالی‌نسب در حلقه 15 نفره مشاوران اقتصادی محمد مصدق هم حضور داشت اما پس از کودتا کارخانه‌اش را تعطیل کرد. عالی‌نسب نقل کرده است که در اعتراض به کودتا و کودتاچیان کسب‌وکارش را تعطیل کرده است. در بعضی منابع نقل شده که سرلشگر زاهدی عالی‌نسب را احضار کرده و با تهدید و توهین از او بازجویی کرده است. گروهی این داستان را این‌طور نقل کردند که زاهدی به عالی‌نسب کنایه زده که کارخانه‌ای را که در دوره مصدق ساختی در زمان ما تعطیل کردی و عالی‌نسب هم پاسخ داده به این دلیل که در آن زمان به آینده ایران امیدوار بودم اما حالا نیستم.
کسب‌وکار عالی‌نسب بر اساس پیش‌بینی‌ها و شم اقتصادی او گرفت و کار به صادرات هم کشید. او 16 سال پس از تأسیس صنایع نفت‌سوز کارخانه کارتن‌سازی مهین را خرید که امکان بسته‌بندی محصولاتش را برایش فراهم می‌کرد تا صدور کالا را راحت‌تر انجام دهد. عالی‌نسب از سال 1349 تا 1351 برای افزایش سرمایه کارخانه کارتن‌سازی تلاش کرد و میزان سرمایه را به هشتاد میلیون ریال افزایش داد اما متأسفانه کارخانه او در آبان ماه سال 1351 بر اثر سقوط هواپیما آتش گرفت و تعطیل شد. به نوشته مقاله‌ای که در سایت کارخانه عالی‌نسب منتشر شده سقوط هواپیما و دریافت غرامت آن داستان جالبی دارد. «یکی از فانتوم‌های نیروی هوایی با سقوط خود بخش اعظم کارخانه را نابود ساخت اما هنگامی‌که وکلای کارخانه کارتن‌سازی میهن برای دریافت غرامت به دادگستری مراجعه کردند، با نامه شگفت‌انگیزی از سوی ارتش روبه‌رو شدند. مضمون این نامه، به نحو شایسته‌ای وضعیت قوه قضائیه آن دوران را نمایان می‌سازد!
ارتش در آن نامه نوشته بود که چون این هواپیما به هنگام پرواز کاملاً چک شده بود و کارشناسان ارتش هیچ اشکال فنی برای آن ذکر نکرده بودند. بنابراین، ارتش بابت این سقوط هیچ مسئولیت مدنی بر عهده نمی‌گیرد و خسارت‌دیده خود باید چاره‌ای برای خود پیدا کند. مرحوم عالی‌نسب می‌فرمودند که چند روز بعد یکی از سناتورهای مجلس سنا با من تماس گرفت و گفت که حامل پیامی از سوی شاه است. مضمون پیام شاه این بود که عالی‌نسب چه فکر کرده که برای گرفتن غرامت به دادگستری مراجعه کرده است. راه دریافت غرامت نوشتن نامه مستقیمی به شاه و عرض ارادت به پیشگاه او و طلب غرامت از شخص اوست. آقای عالی‌نسب می‌فرمودند که من در جواب خود را به زن خانه‌دار و عفیفه‌ای تشبیه کردم که خرج چندانی ندارد و زیاد هم اهل بزک و هزینه‌های سنگین نیست. بنابراین، اگر روال قانونی نتیجه ندهد، برای گرفتن غرامت من هرگز به شخص دیگری نامه نخواهم نوشت و در ادامه فرمودند که وقتی مطمئن شدم که پرداخت غرامت از سوی ارتش موضوعیت نخواهد داشت، چندین هزار متر از زمین‌هایی را که برای طرح توسعه سماورسازی خریداری کرده بودم، فروختم و برای تأمین مالی بقیه هزینه‌های موردنیاز برای بازسازی و راه‌اندازی کارخانه کارتن‌سازی نیز راه پیدا کردن شرکایی از بخش خصوصی را انتخاب نمودم. این نکته نیز جالب است که پس از آغاز دوران تزلزل حکومت پهلوی و به‌طور مشخص در دوره شریف امامی، مجدداً در دادگستری طرح دعوا کردم. این بار کار بسیار خوب پیش رفت و در آستانه پیروزی انقلاب اسلامی دادگاه، رأی به نفع ما صادر کرد و ارتش را ملزم به پرداخت غرامت نمود. اما هنگامی که به فاصله اندکی پس‌ازاین ابلاغ رأی انقلاب اسلامی در ایران به پیروزی رسید، این‌جانب با مراجعه به دادگاه اعلام صرف‌نظر از شکایت خود نموده و از دریافت غرامت به کلی چشم پوشیدم».
در گزارشی در نشریه نامه اتاق بازرگانی هم واکنش عالی‌نسب به سقوط هواپیما روی کارخانه این‌طور توصیف شده است: «می‌گویند زمانی که جت فانتوم در کارخانه کارتن‌سازی‌اش افتاد و به‌تمامی سوخت، همین‌که به کارخانه رسید پرسید «کسی آسیب‌دیده؟» هرکه را دید می‌پرسید که آیا کسی آسیب‌دیده و وقتی مطمئن شد که کسی آسیب‌ندیده نفسی راحت کشید و سپس داستان ملانصرالدین را تعریف کد که ملا روزی کنار جوی آب نشسته بود و شلوارش را می‌شست. آب شلوارش را برد. گفتند ملا آب شلوارت را برد. گفت عیب ندارد خیلی کثیف بود. او می‌گفت مال دنیا بسیار کثیف است و سرمنشأ تمامی مفاسد که برای به دست آوردن انجام می‌گیرد. بهتر که برود.».
چهار سال بعد اما کارخانه جدیدی در کیلومتر 17 جاده مخصوص کرج با همکاری خسروشاهی مؤسس گروه مینو و غضنفر از سرمایه‌گذاران در صنایع روغن و نساجی راه‌اندازی کرد. عالی‌نسب تلاش کرد این کارخانه را به مدرن‌ترین ماشین‌آلات و تجهیزات کارتن‌سازی مجهز کند. او برای آموزش کارکنان کارخانه از دانش فنی کارخانه لانگستون و سایمون انگلستان استفاده کرد و درنهایت در مهرماه سال 54، با حضور کارشناسان خارجی آن را به‌طور آزمایشی به بهره‌برداری رساند. سرمایه شرکت کارتن‌سازی میهن در سال 1384 به 15 هزار میلیارد ریال رسید پس از انقلاب اموال دو شریک دیگر عالی‌نسب مصادره شد. کسب‌وکار عالی‌نسب در سال‌های دهه 50 تا 70 به رشد چشم‌گیری رسید و در سال‌های دهه 70 هم به دلیل عدم تجهیز کشور به لوله‌کشی گاز کالای نفت‌سوز هم چنان طرفدار داشت.
 
میر مصطفی عالی‌نسب یک کارآفرین مذهبی بود. او حتی در تبلیغ محصولات شرکت از تصویر زنان استفاده نمی‌کرد. بیشتر تبلیغات محصولات عالی‌نسب در نشریات چاپ می‌شد و خبری از تبلیغ محصولات او در رادیو و تلویزیون آن زمان نبود. در بخش‌های تولیدی و اداری کارخانه و بنگاه اقتصادی او زنان، حتی با حجاب هم کار نمی‌کردند. در آن زمان که شرکت‌ها با برگزاری مسابقه و جوایز مختلف برای خود تبلیغ می‌کردند، عالی‌نسب به هیچ وجه این روش برای افزایش تقاضای کالا متوسل نمی‌شد. او تمام کارگران را بیمه می‌کرد. کارگران عالی‌نسب می‌توانستند از شرکت وام ازدواج و قرض‌الحسنه بگیرند و البته در شرایط سخت هم کارفرمایشان هوای آن‌ها را داشت و برای مثال در زمستان سال 50 که هوا به‌شدت سرد شد، به هر کارگر دو پتو داد. کارگران سالانه یک اجاق مجانی و یک اجاق با تخفیف از کارخانه می‌گرفتند و در ماه رمضان‌هم عالی‌نسب به آن‌ها کالای نقدی هدیه می‌کرد. در آستانه نوروز هرسال کارگران کارخانه با پارچه کت‌وشلواری اهدایی عالی‌نسب نونوار می‌شدند و پول هدیه می‌گرفتند. اگر یک کارگر فوت می‌کرد، عالی‌نسب از هیچ تلاشی برای کمک به خانواده او فروگذار نبود. خانواده کارگران برای او بسیار اهمیت داشتند و یکی از کارگرانش را مسئول رسیدگی به وضعیت تحصیلی فرزندان کارگران کرده بود. عالی‌نسب می‌گفت: من همه مراحل کاری کارخانه را مدتی انجام دادم تا متوجه شوم با چه سرعتی و دقتی می‌شود کار کرد تا انتظاری که از افراد دارم درست باشد. او مثل یک پدر با کارگران برخورد می‌کرد و نسبت به خطای آنان باگذشت بود و در دورانی که داشتن خودرو برای همه معمول نبود، به احترام کارگران با خودرو وارد محیط کارخانه نمی‌شد. در اوایل دهه پنجاه انجمنی از خیرین تشکیل داد که اقدام به اسکان و تهیه وسایل زندگی برای رانده‌شدگان ایرانی از عراق می‌کرد و کمک به اشخاص بی‌سرپرست، رسیدگی به وضعیت آموزشی و اقتصادی فرزندان آن‌ها بخشی از فعالیت‌های خیریه وی بود. با تشکیل مدارس خاص برای یتیمان مخالف بود. می‌گفت بهترین شیوه حضور بچه‌ها در میان خانواده و کمک پنهانی برای حفظ شخصیت آن‌هاست. عالی‌نسب از مؤسسان صندوق قرض‌الحسنه لرزاده در اواخر دهه چهل است. او در اوایل دهه شصت هم در تأسیس صندوق اعتباری در نهاد ریاست جمهوری برای کمک به کارکنان نیازمند مشارکت کرد. عالی‌نسب از کارآفرینانی بود که به‌طور مرتب به کمیته امداد امام خمینی(ره) برای تهیه جهیزیه دختران یتیم کمک مالی می‌کرد و سماور مجانی و ارزان‌قیمت برای آن‌ها می‌فرستاد. اودر سال‌های جنگ هم از کمک به جبهه‌ها فروگذار نکرد و در کمک به مردم زلزله‌زده رودبار پیشتاز بود. میر مصطفی عالی‌نسب هم‌چنین بنیان‌گذار موسسه پژوهشی دین و اقتصاد هم هست. کمک به خیرین مدرسه‌ساز و مجله طنز گل‌آقا و دیگر نشریات و مطبوعات هم در اعمال خیر و اهتمام او به مسئولیت اجتماعی گنجانده شده است. گل‌آقا عالی‌نسب را عارفی دانسته بود که دلت می‌خواهد سرت را روی شانه‌هایش بگذاری و خستگی در کنی.
 
 
‌خارج از کارخانه
میر مصطفی عالی‌نسب کارآفرینی محدود به کارخانه‌اش نبود. او ارتباط منظمی با آیت‌الله بروجردی و میلانی داشت و گفته شده که به تعطیلی کارخانه‌اش پس از کودتا به درخواست بعضی علما پایان داد. درواقع آیت‌الله سید رضا زنجانی و مرحوم آیت‌الله سید محمود طالقانی در جلسه مخفی نهضت مقاومت ملی شجاعت و غیرت عالی‌نسب را ستایش می‌کنند و از عالی‌نسب می‌خواهند که کارخانه‌اش را برای حمایت از مبارزان باز کند. عالی‌نسب تقاضای مراجع را می‌پذیرد و سماورسازی را دوباره راه‌اندازی می‌کند. در کتاب سرگذشت 50 کنشگر اقتصادی ایران نوشته شده که عالی‌نسب از سال 1338 در کلاس‌های علامه محمدتقی جعفری شرکت می‌کرد و بعضی از جلسات آموزشی علامه هم در منزل عالی‌نسب برگزار می‌شد. او با کمک یکی از بازاریان هزینه بعضی از جلسه‌های علامه جعفری را تأمین می‌کرد. هم‌چنین او همراه با محمدباقر صدر و علامه امینی جزو هیئت‌امنای کتابخانه امیرالمومنین در نجف بود. او هزینه سفر علامه امینی را برای تألیف کتاب الغدیر پرداخت کرد و اوایل انتشار مکتب اسلام در دهه 30 از کسانی بود که به آن کمک مالی می‌کرد. او در جامعه تعلیمات اسلامی مسئول حسابرسی مالی هم بود.
 
‌پس از پیروزی انقلاب اسلامی
پس از پیروزی انقلاب اسلامی بیشتر وقت میر مصطفی عالی‌نسب در شوراها و کمیته‌های مختلف می‌گذشت. او به‌عنوان نماینده امام خمینی (ره) به اتاق بازرگانی آمد و به عضویت هیئت نمایندگان درآمد. عالی‌نسب هم‌چنین در آن سال‌ها یعنی از سال 57 تا 68 در شورای اصناف، شورای عالی کار، شورای صادرات غیرنفتی و شورای پول و اعتبار، شورای حفاظت از صنایع و شورای انقلاب عضو بود و به نخست‌وزیر وقت و وزیر صنایع هم مشاوره می‌داد. او هم‌چنین در اواخر اسفندماه سال 1357 به سرپرستی ایران‌خودرو منصوب شد و مدتی مسئول راه‌اندازی مجتمع مس سرچشمه و فولاد اهواز بود. طرح کوپنی کردن کالاها و خدمات در زمان جنگ و اجرایی شدن آن برای مقابله با کمبود کالا به دلیل تحریم و مشکلات واردات و تولید در آن سال‌ها را از ایده‌های عالی‌نسب دانسته‌اند. او هم‌چنین پیش از جنگ تحمیلی با همکاری مهندس سحابی طرحی را در شورای انقلاب اسلامی مطرح کرد که بر اساس آن سود صنایع حداکثر 16 درصد در نظر گرفته شد که 6 درصد بابت کاهش ارزش پول و تورم و 10 درصد تورم باقی‌مانده سود سرمایه‌گذاری بود. عالی‌نسب در سال‌های پس از پیروزی انقلاب اسلامی همواره مورد اعتماد سیاستمداران و مسئولان دولتی بود اما برای تمام مشاوره‌هایشان به آنان هیچ دستمزدی دریافت نکرد.
 
‌پس از جنگ
میر مصطفی عالی‌نسب با روی کار آمدن دولت سازندگی و تلاش‌های بیشتر دولت برای خصوصی‌سازی و کاستن از سهم دولت از صنایع به کارخانه‌اش بازگشت و دیگر کمتر در محافل سیاسی و اقتصادی آن زمان شرکت می‌کرد. فرشاد مؤمنی، اقتصاددان در گفت‌وگو با خبرگزاری مهر در پاسخ به این سؤال که چرا بعد از جنگ آقای عالی‌نسب را کنار گذاشتند، گفت: «گروه‌های ذی‌نفعی بودند که اعتقاد داشتند عالی‌نسب و پشتیبانی وی در دولت راه را بر فساد، رانت و ربا بسته است، آن‌ها فکر می‌کردند که این کارهای عالی‌نسب یک نوع تنگ‌نظری است و از طریق آزادسازی قبل از اینکه نهادهای پشتیبان بازار فراهم شود، خیری برای جامعه ایجاد می‌شود».
کارخانه‌های عالی‌نسب یعنی صنایع نفتی و گازی و کارتن‌سازی میهن که طی 50 سال به‌طور مداوم برای توسعه بیشتر و افزایش سرمایه‌شان دویده بود، در سال‌های پس از پیروزی انقلاب اسلامی کمتر توسعه پیدا کرد و البته بیشتر توسط خویشاوندان عالی‌نسب و البته پسرش اداره می‌شد. عالی‌نسب از سال 1368 به بعد دیگر کارت بازرگانی‌اش را تمدید نکرد و به اتاق بزرگانی بازنگشت. او فعالیت‌های خیرخواهانه‌اش را ادامه داد درحالی‌که حامل خاطراتی عظیم از روزگاری پراتفاق از تاریخ ایران بود. او در آبان ماه 1379 پسرش حسین را از دست داد درحالی‌که از سال 1362 از غم از دست دادن همسرش رنج می‌کشید.
 
‌پایان 88 سال زندگی پرفرازونشیب
عالی‌نسب را می‌توان ناظر و کنشگر اقتصادی دانست که در برهه‌های حساس تاریخ در کنار مردان بزرگ این سرزمین ایستاده است. او در مورد مصدق از این می‌گفت که مصدق تمام آرمان‌ها، ازجمله آزاداندیشی و احترام به دیگران را پیش از تسری در جامعه در زندگی خود پیاده کرده است. خود او هم بر مبنای هم‌نشینی با انسان‌های بزرگ در تاریخ کشور برای نظرات دیگران احترام خاصی قائل بود و گفت‌وگوی آزاد در مورد موضوعات مختلف را پذیرا می‌شد. او به نظر افراد متخصص و کارشناس تااندازه‌ای اهمیت می‌داد که بدون نظر پزشک حتی یک قرص هم نمی‌خورد. عدم مداخله در کار متخصصان و سپردن کارها به افراد حرفه‌ای و البته مذهبی از رویه‌های معمول عالی‌نسب بود. عالی‌نسب کسب درآمد از خریدوفروش زمین را مجاز نمی‌دانست و طی ده سال از سود دو کارخانه صنایع نفتی و کارتن‌سازی‌اش به امور جاری زندگی، مسئولیت‌های اجتماعی و کلیه فعالیت‌های خیریه رسیدگی می‌کرد. کارآفرین ایرانی که دو جنگ جهانی دوم و تحمیلی را به چشم دیده بود، در تیرماه سال 1384 درگذشت و با حضور علاقه‌مندان به سال‌ها فعالیت صنعتی، اقتصادی و سیاسی عالی‌نسب، از در منزلش در خیابان ولی‌عصر تهران تا خانه ابدی تشییع شد. اکنون بیش از 10 سال است که پیکر عالی‌نسب در خاک سرد گور خفته اما محصولات عالی‌نسب با بیش از 65 سال سابقه فعالیت اقتصادی این بنگاه صنعتی هم چنان در خانه‌های ایرانی به گرمی حضور پیدا کرده و می‌کند. سماور زغالی، گازسوز و برقی، اجاق‌های تک شعله و انواع کتری از محصولات کنونی صنایع عالی‌نسب است.
منابع:
* ‌سرگذشت پنجاه کنشگر اقتصادی ایران، فریدون شیرین‌کام- ایمان فرجام نیا
*‌نشریه بورس، آذرماه 1343، شماره 16
*‌نشریه نامه اتاق بازرگانی، 1385، شماره 86
*‌سایت موسسه دین و اقتصاد
*‌سایت کارخانه عالی‌نسب
منتشر شده در سرویس:

کارخانه دار