گزارشی از حال‌وروز صنعت مرغداری

یه مرغ دارم روزی...

کد: 13980231404140005

در دسترس نیست

، تهران ، (کارخانه‌آنلاین): برای ورود به مرغداری باید از اتاق نگهبانی عبور کنید و همین‌جاست که چند دقیقه‌ای انتظار می‌کشید تا استریل شوید؛ این موضوع شاید در تمام مرغداری‌ها رعایت نشود ولی می‌تواند نقش مهمی در حفظ سلامت مرغ‌ها داشته باشد

مرغداری
مرغداری
مرغداری
مرغداری

هر مرغ به صورت میانگین روزانه بین 110 تا 120 گرم خوراک مصرف می‌کند و معمولا مهم‌ترین ترکیب غذایی آن‌ها از ذرت، سویا و انواع کنسانتره‌ها که با ترکیب ویتامین‌ها و ریزمغذی‌ها تهیه شده، تامین می‌شود

نویسنده: بهراد مهرجو 
 
«یه مرغ دارم روزی یکی تخم می‌ذاره./ چرا یکی؟ /پس چند تا؟ /سه‌تا./ چرا سه‌تا؟ /پس چند‌تا؟/...» برخلاف قصه این بازی کودکانه، در یک مرغداری خبری از مرغانی نیست که روزی چند تخم بگذارند. مدیر یکی از مرغداری‌های‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ بزرگ تهران به شوخی می‌‌گوید: «اگر مرغ‌های‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ من روزی یک تخم هم بگذارند از آن‌ها تشکر می‌‌کنم!» او که از جوانی وارد شغل مرغداری شده و حالا بیش از دو دهه است به این کار مشغول است، می‌‌گوید: «در واقعیت یک مرغداری نه خبری از مرغ تخم‌طلا هست که اگر بود من خودم یکی از آن‌ها را می‌‌خریدم، و نه خبری از مرغ‌هایی که با هر بار روشن و تاریک شدن فضا تخم جدیدی بگذارند. ما وقتی یک مرغ تخم‌گذار حدودا سه ماهه است آن را می‌‌خریم و بعد از اینکه دو ماه به آن دانه دادیم تازه به مرحله بلوغ و تخم‌گذاری می‌‌رسد و خیلی هنر کند تنها روزی یک تخم می‌‌گذارد؛ تازه اگر هیچ مشکلی پیش نیاید، نه استرس بگیرد و تو لک برود و نه خدای نکرده بیماری‌ای مانند آنفلوانزا بگیرد که دیگر حساب خودش و همه سرمایه ما با کرام‌الکاتبین است.» او در پاسخ به این سوال دیرینه فلاسفه که «اول مرغ بوده یا تخم‌مرغ؟» با خنده می‌‌گوید: «‌تخم‌مرغ» .
 
کمی از مرکز منطقه صفادشت در نزدیکی ملارد که فاصله می‌گیرید و چند جاده خاکی را پشت سر می‌گذارید و پیچ و تاب می‌خورید از دور سوله‌هایی ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌با چند سیلو نمایان می‌شود، اینجا یکی از مرغداری‌های ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌صنعتی بزرگ اطراف پایتخت با ظرفیت نگهداری 350 هزار مرغ تخم‌گذار (درحال حاضر حدود 200 هزار مرغ در آن نگهداری می‌شود) است که بخشی از تخم مرغ روزانه تهرانی‌ها و شهرستان‌های ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌اطراف را تامین می‌کند. در این مجموعه که تنها به پرورش مرغ‌های ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌تخم‌گذار اختصاص دارد روزانه 800 کارتن (در هر کارتن 6 شانه با 30 تخم مرغ قرار دارد) یعنی 144 هزار تخم مرغ و در سال به صورت میانگین بیش از 52 میلیون تخم مرغ تولید می‌شود؛ البته اگر همه چیز به صورت عادی پیش برود و ابر و باد و مه و خورشید فلک دست به دست هم بدهند و هیچ بیماری به مرغداری نیفتد.
صدای باد با زوزه سگ‌های ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌نگهبان داخل مرغداری که به دلیل حضور غریبه‌ها حساس شده‌اند، ترکیب شده و سکوت فضای نسبتا سرسبز مجموعه را برهم زده است؛ نکته جالب این است که در فضا تنها صدایی که اصلا به گوش نمی‌رسد؛ «قدقد» هزاران مرغی است که اینجا نگهداری می‌شوند. از پشت نرده‌های ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ورودی چیزی که توجه‌ها را به خود جلب می‌کند، چاله آبی است که درست بعد از در قرار گرفته و در نگاه اول تصور می‌کنید با آب آخرین باران پر شده است اما فلسفه وجودی این چاله به تمیز و ضدعفونی شدن لاستیک ماشین‌هایی ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌بازمی‌گردد که داخل مجموعه می‌شوند. در یک مرغداری به قول یکی از مرغداران بزرگ کشور ناموسی‌ترین چیز «رعایت مسائل بهداشتی» است که همه چیز به آن وابسته است زیرا جان مرغ‌ها و سرمایه مرغدار را تضمین می‌کند. هر ماشینی که بخواهد وارد مجموعه شود اول باید داخل این چاله که عمق چندانی هم ندارد بشود و بعد زیر اتاقکی کوچک قرار گیرد و با گازی مخصوص استریل شود و پس از آن مجوز ورود به مجموعه را پیدا خواهد کرد؛ سختگیری‌ای که البته تنها شامل وسایل نقلیه نمی‌شود و دامن همه افرادی را که به مرغداری پا می‌گذارند می‌گیرد، حتی صاحب مجموعه.
برای ورود به مرغداری باید از اتاق نگهبانی عبور کنید و همین‌جاست که چند دقیقه‌ای انتظار می‌کشید تا استریل شوید؛ این موضوع شاید در تمام مرغداری‌ها رعایت نشود ولی می‌تواند نقش مهمی در حفظ سلامت مرغ‌ها داشته باشد. با ورود به اتاقک جلوی در، نگهبان شما را به نشستن روی صندلی دعوت می‌کند و در گوشه‌ای از اتاق دکمه‌ای را که روی دستگاه خاصی جای گرفته فشار می‌دهد و می‌گوید چند لحظه صبر کنید تا پاک پاک شوید. دستگاه که صدای نسبتا بلندی هم دارد، گاز مخصوصی تولید و در فضا متصاعد می‌کند که به استریل و پاک کردن لباس‌ها و بدن شما از هرگونه میکروب و آلاینده‌ای که ممکن است با خود به داخل مجموعه حمل کنید و جان مرغ‌ها را به خطر بیندازد، منجر می‌شود. البته برای ورود به سالن‌های ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌مرغداری باید لباس مخصوص سفیدرنگی هم بپوشید. بعد از خاموش شدن دستگاه، نگهبان درِ ورودی به حیاط مجموعه را باز می‌کند و مجوز ورود شما صادر می‌شود.
 
از سیر تا ذرت
هر مرغداری (مخصوصا مرغ تخم‌گذار) از دو بخش اصلی تشکیل شده است؛ سوله‌ها و یا سالن‌های ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌نگهداری مرغ‌ها و سیلوهای خوراک یا دانه که زنده بودن مرغ به پر بودن آن‌ها بسته است، سیلوهای ذخیره و آسیاب‌های ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌کنار آن تامین غذای روزانه مرغ‌ها را برعهده دارند؛ موضوعی که در مجموعه‌های ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌صنعتی و تخصصی با هزاران قطعه مرغ از حساسیت بسیار زیادی برخوردار است. به قول صاحب این مجموعه به مرغ‌ها نمی‌توان گفت که خوراک و دانه در بازار نیست و یا کامیون‌دار‌ها اعتصاب کرده‌اند و بار از جنوب نیامده است؛ «هر جور شده باید خوراک تامین شود حتی شده از زیر سنگ زیرا معمولا سوله‌های ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ذخیره خوراک تنها می‌توانند کفاف چند روز مصرف هر مرغداری را بدهند. مصرف خوراک در مجموعه‌های ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌بزرگ بسیار بالا است.» او همچنین می‌گوید: «اگر فقط چند روز به مرغ‌ها خوراک نرسد اولا تعداد زیادی از آن‌ها می‌میرند و ثانیا سیکل تخم‌گذاری آن‌ها به کلی تغییر می‌کند و هردوی این‌ها برای یک مجموعه یعنی زیان بسیار زیاد.»
هر مرغ به صورت میانگین روزانه بین 110 تا 120 گرم خوراک مصرف می‌کند و معمولا مهم‌ترین ترکیب غذایی آن‌ها از ذرت، سویا و انواع کنسانتره‌ها که با ترکیب ویتامین‌ها و ریزمغذی‌ها تهیه شده، تامین می‌شود. ترکیب غذای مرغ روی محصول تخم‌مرغی که تولید می‌کند اثرات بسیار زیادی دارد و به همین علت هم هرچقدر فرمول خوراک با استفاده از مواد باکیفیت‌تر و ویتامین‌ها و... تهیه شود، تخم مرغ بهتری تولید می‌شود.
کامیون‌های ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌بار خوراک که معمولا از بندرعباس انواع ذرت و سویای وارداتی و... را به داخل مرغداری حمل می‌کنند با استریل شدن مجوز ورود می‌گیرند و به بخش شرقی مجموعه که سیلوی نگهداری خوراک در آن قرار گرفته می‌روند تا با رفتن روی باسکول و وزن‌کشی، بار خود را داخل چاله‌ای که در کنار سیلوها قرار گرفته، تخلیه کنند. در کنار سیلوهای ذخیره‌سازی، بخش آسیاب‌ها قرار گرفته است، جایی که در اصل نقش آشپزخانه مرغداری را برعهده دارد و خوراک روزانه مرغ‌ها اینجا تهیه می‌شود. در این بخش از مجموعه دو کار صورت می‌گیرد: یکی خرد کردن انواع دانه‌ها به اندازه‌ای که برای مرغ‌ها قابل خوردن و هضم باشد و دوم ترکیب کردن آن‌ها به نسبت‌های ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌در نظر گرفته‌شده. با ورود به این بخش غبار زیادی از دانه‌های ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ذرت و سویای خردشده که در فضا به رقص درآمده‌اند و زیر نور خورشید بیرون‌آمده از گوشه سوله نمایان هستند، توجه‌ها را جلب می‌کند. اما در بخش آسیاب‌های ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌این مجموعه، نکته جالب دیگری هم وجود دارد که اول بوی آن را حس می‌کنید و بعد با کمی دقت تصویرش را هم می‌بییند؛ جعبه‌های ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌سیر. با دیدن جعبه‌های ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌چیده شده سیر روی هم شاید در لحظه به ذهنتان این سوال خطور کند که «تا حالا حس کردید دهان مرغ بوی سیر بدهد؟» و هنوز پاسخی برای آن پیدا نکرده‌اید که یکی از مدیران مجموعه می‌گوید ما در ترکیب غذای مرغ‌ها باتوجه به اینکه در فصل سرما قرار داریم و خطر ابتلا به بیماری‌ها بیشتر می‌شود از کمی سیر استفاده می‌کنیم، چون هم آنتی بیوتیک طبیعی دارد و هم سرشار از ویتامین‌ها و ریزمغذی‌های ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌مفید است.
آسیاب‌ها که در گوشه‌ای از سوله قرار گرفته‌اند با سر و صدای زیاد مشغول خرد و ترکیب کردن خوراک مرغ‌ها هستند و کارگرانی هم که در کنار آن‌ها قرار گرفته‌اند خوراک تولیدشده را داخل گونی‌های ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌مخصوصی می‌ریزند تا در زمان لازم از طریق لوله‌ها که در همین مجموعه قرار گرفته و تا سالن‌های ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌نگهداری مرغ‌ها کشیده شده، منتقل کنند. یکی از مدیران مجموعه می‌گوید در این مرغداری روزانه 20 تن خوراک مصرف می‌شود و این به معنی آن است که آشپزخانه این مجموعه یعنی آسیاب‌ها و کارگرانش باید از صبح تا شب مشغول به کار باشند. فقط برای لحظه‌ای تصور کنید که 200 کیسه 100 کیلوگرمی برنج یا آرد در گوشه‌ای انبار شده باشد، چه حجم زیادی را اشغال می‌کند، این تصویر میزان مصرف تنها یک روز خوراک این مرغداری است آن هم در شرایطی که بازار بی‌ثبات است و قیمت‌ها دائم افزایش پیدا می‌کند. یکی از مدیران مجموعه می‌گوید شما فقط فکر کنید که نسبت به روز قبل قیمت ذرت و سویا تنها 50 تومان افزایش پیدا کند، این یعنی یک میلیون تومان به هزینه مجموعه ما افزوده می‌شود و حالا تصور کنید که ما ذرت را سال گذشته 400 تومان خریداری می‌کردیم و حالا قیمت آن به 1140 تومان رسیده و یا کنسانتره که قیمتش 4 هزار تومان بود در مقطعی به 10 هزار تومان هم رسید و حالا 8500 تومان به فروش می‌رسد؛ خب همه این‌ها هزینه است و به بی‌ثباتی مجموعه دامن می‌زند.»
 
زندگی ماشینی مرغ‌ها در قفس
در بخش بالایی حیاط بزرگ مجموعه حدود 10 سوله به ردیف کنار هم قرار گرفته‌اند که تعدادی از آن‌ها سالن‌های ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌نگهداری مرغ‌های ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌تخم‌گذار هستند و هرکدام حدود 100 متر طول و 15 متر عرض دارند، سالن‌هایی ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌که با قرار گرفتن در کنار آن هم حتی صدایی از مرغ‌ها شنیده نمی‌شود تاجایی که تصور می‌کنید مرغ‌ها خواب هستند. اما نه، اتفاقا کاملا بیدارند و مشغول خوردن غذا. قبل از ورود به سالن‌های ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌اصلی نگهداری مرغ‌ها شاید تصویری که در ذهنتان دارید، فضای بسیار بزرگی است که هزاران مرغ در آن رها شده‌اند و روی زمین چرخ می‌خورند و هر از چندی به دانه‌ها و ظرف‌های ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌آبی که در فضا برای آن‌ها گذاشته شده، نوک می‌زنند. اما این تصویر را با ورود به سالن یک مرغداری صنعتی باید کاملا عوض کنید؛ چیزی که در این مجموعه می‌بینید نگهداری مرغ‌ها نه روی زمین بلکه روی هوا و داخل قفسه‌هایی ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌مرتب کنار هم است که همگی روی صفحه بزرگ فلزی شیب‌دار قرار گرفته‌اند که طولی تقریبا برابر کل سالن دارد. در داخل سالن و در 5 راهرو دوردیفه قفسه‌ها روی همان سطح فلزی چیده شده‌اند و به گفته یکی از مدیران مجموعه محل زندگی حدود 80 هزار مرغ تخم‌گذار هستند. مرغ‌هایی ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌که حالا صدای قدقد و بالا و پایین پریدن و بال زدنشان در قفس‌های ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌50 در 30 سانتی‌متری شنیده می‌شود ولی باز هم به اندازه جمعیت 80هزاری‌شان که در کنار هم زندگی می‌کنند، نیست. خطوط تولید در سالن‌ها از مجموعه ده‌ها قفسه تشکیل شده که به صورت میانگین 5 تا 7 مرغ در آن‌ها زندگی می‌کنند؛ البته زندگی که چه عرض کنم، تنها زیست می‌کنند. در این قفس‌ها مرغ‌ها تنها ساعت‌های ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌بسیار زیادی به غذاهای آماده‌شده نوک می‌زنند، معمولا 7 تا 8 ساعت می‌خوابند و هر 23 ساعت معمولا یک تخم می‌گذارند و حداکثر تحرک آن‌ها در قفس‌های ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌کوچکشان به جابه‌جایی که در برخورد با یکدیگر دارند، خلاصه می‌شود. برای آن‌ها به جز خوردن، خوابیدن و البته تخم گذاشتن هدفی تعریف نشده است و زندگی ماشینی در خدمت بشریتشان در قفسه‌ها و خطوط فول‌اتوماتیک به همین‌ها خلاصه می‌شود.
این مرغ‌ها همچون داستان‌های ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌غیر واقعی که در آن‌ها تخم طلا می‌گذارند اصلا قرار نیست مانند قصه ماهی‌سیاه کوچولوی صمد بهرنگی به جایی هم برسند و جهان برای آن‌ها به همین قفس‌های ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌سلول‌شکل و حداکثر سالنی که در آن زندگی می‌کنند خلاصه می‌شود. این مرغ‌ها اگر هم بخواهند نمی‌توانند جهان دیگری را تجربه کنند و اتفاقا باید از روزی بترسند که بعد از ماه‌ها تخم گذاشتن دیگر همچون قبل روزی یک تخم نمی‌گذارند و در زندگی مکانیکی خود صرفه اقتصادی‌شان را برای مرغداری‌ها از دست می‌دهند و معمولا به کارخانه‌های ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌تولید سوسیس و کالباس فروخته می‌شوند؛ مرغ‌های ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌بیچاره‌ای که تنها بعد از ماه‌ها تخم‌گذاری، وقتی رنگ جهانی خارج از سالن مرغداری را می‌بینند و هوایی تازه می‌خورند که باید برای مرگ و تبدیل شدن به سوسیس و کالباس خودشان را آماده کنند. یکی از مدیران مرغداری می‌گوید گوشت مرغ‌های ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌تخم‌گذار خیلی خوشمزه‌تر از مرغ‌های ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌گوشتی است ولی چون دیر پخته می‌شوند معمولا بعد از طولانی شدن سیکل تخم‌گذاری بعد از حدود 10، 11 ماه به کارخانه‌های ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌سوسیس و کالباس‌سازی فروخته می‌شوند.
 
مرغداری‌هایی با بهره‌وری بالاتر
سالن‌های ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌مرغداری سنتی که در آن‌ها مرغ‌ها روی زمین رها می‌شوند نسبت به سالن‌های ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌مرغداری‌های ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌صنعتی و اتوماتیک هم بهره تولید پایین‌ترین دارند، هم از نظر نگهداری، پاکیزگی و سلامت شرایط بدتری را تجربه می‌کنند و هم اینکه تولیدشان پایین‌تر است. یکی از مدیران این مرغداری صنعتی می‌گوید: «در سالن‌های ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌مرغداری‌های ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌صنعتی امکان نگهداری حدود 70 تا 80 هزار مرغ به صورت استاندارد تعریف‌شدة جهانی وجود دارد در صورتی که در همین سالن به روش سنتی حداکثر 30 تا 40 هزار مرغ می‌توان پرورش داد. از طرف دیگر در روش صنعتی برای تولید هر یک کیلوگرم تخم مرغ 2.5 کیلیوگرم خوراک مصرف می‌شود ولی این عدد در مرغداری‌های ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌سنتی حتی به بیش از 3 کیلوگرم هم می‌رسد. علاوه بر این‌ها تلفات تخم مرغ‌ها در روش‌های ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌سنتی بسیار زیاد است زیرا همه کارها با دست انجام می‌شود؛ از دادن دانه تا جمع‌آوری تخم‌مرغ‌ها در صورتی که در مجموعه‌های ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌صنعتی برای همه این‌ها فکر شده است تا بیشترین میزان تولید با کمترین فضا شکل بگیرد و این بعنی افزایش بهره‌وری.»
نکاتی را که این مدیر مرغداری به آن اشاره می‌کند با قدم زدن در راهروهای سالن مرغداری که در دو سوی آن مرغ‌های ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌سفیدرنگ زیبا داخل قفسه‌ها و در سه ردیف از بالا تا پایین نگهداری می‌شوند، می‌توان دید. مرغ‌هایی ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌که با عبور از کنارشان حساس می‌شوند و بالا و پایین می‌پرند و تاج قرمز روی سرشان زیر سقف چندوجبی قفس تاب می‌خورد و حتی گیر می‌کند؛ مرغ‌هایی ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌که گاهی نگاهی نیز رو به بالا و پایین می‌کنند و البته مشخص نیست که جهان‌بینی‌شان نسبت به تصویری که از شما می‌بینند، چیست؟ کارگری که در سالن کار می‌کند و یا بهتر است بگوییم در سالن زندگی می‌کند، زیرا روزانه حدود 8 ساعت را در بین قفسه مرغ‌ها می‌چرخد، می‌گوید مرغ‌ها خیلی حساس هستند به خصوص به رنگ‌هایی ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌مثل قرمز و سفید که آن‌ها را عصبی می‌کند و حتی روی تخم گذاشتنشان اثرات منفی دارد. «مرغ حیوان خیلی باهوشی است، مثلا من خودم که اول به اینجا آمدم وقتی از داخل راهروها و کنار قفسه‌ها عبور می‌کردم مرغ‌ها بالا و پایین می‌پریدند ولی بعد از چند روز انگار که با من آشنا شده‌اند و دیگر هیچ واکنشی به راه رفتن من ندارند و انگار به حضور من عادت کرده‌اند.»
در این مجموعه مرغداری صنعتی که برای راه‌اندازی هر سالن آن بدون در نظر گرفتن هزینه‌های ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌زمین و سالن نیاز به حدود 20 میلیارد تومان سرمایه است، همه چیز به صورت اتوماتیک و با کمک دستگاه‌های ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌پیشرفته انجام می‌شود، از دانه و آب دادن به مرغ‌ها تا جمع‌آوری تخم مرغ و حتی فضولات. همچنین در هرکدام از سالن‌ها تنها یک یک کارگر آن هم برای سرکشی به قفسه‌ها و تنظیم هوا و مراقبت از مرغ‌ها حضور دارد تا جلوی بروز هر اتفاق ناگواری را بگیرد در حالی که در مرغداری‌های ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌سنتی برای نگهداری (دادن غذا، جمع‌آوری تخم مرغ‌ها و...) هر 7 هزار مرغ باید به صورت استاندارد 4 کارگر به کار گرفته شوند. در این مجموعه خوراک مرغ‌ها که به کمک لوله‌هایی ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌از آسیاب‌ها به سالن‌ها منتقل شده‌اند روی نقاله‌ای به صورت برنامه‌ریزی‌شده چرخ می‌خورند و مرغ‌ها با آمدن به جلوی قفسه‌ها دائم به خوراک‌ها نوک می‌زنند. تصویر جالبی که با قرار گرفتن در راهروها و به صورت ردیفی می‌بینید این است که ده‌‌ها مرغ دائم گردن‌هایشان را پایین و بالا می‌برند و غذا می‌خورند. نقاله‌ای که خوراک را از جلوی قفسه‌ها عبور می‌دهد در طول روز بارها حرکت می‌کند تا همه مرغ‌هایی ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌که در قفسه‌ها نگهداری می‌شوند شانس خوردن غذا را پیدا کنند زیرا به صورت طبیعی ابتدا مرغ‌هایی ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌که زور بیشتری دارند و درشت‌تر هستند برای خوردن می‌آیند و وقتی کاملا سیر شدند و تمایلی به خوردن غذا نداشتند حالا مرغ‌های ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌دیگری هم که کنار آن‌ها نگهداری می‌شوند، این فرصت را پیدا می‌کنند. همچنین بالای هرکدام از این قفسه‌ها لوله باریکی با نوکی گرد وجود دارد که به آن نیپل (کلمه‌ای انگلیسی به معنی نوک سینه) می‌گویند. میله‌ای که مرغ‌ها شرطی شده‌اند و می‌دانند که با نوک زدن به آن می‌توانند آب بخورند. علاوه بر این دو نکته جالب دیگر هم در قفسه‌هایی ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌که مرغ‌ها در آن‌ها نگهداری می‌شوند وجود دارد؛ یکی اینکه سطح فلزی زیر پای مرغ‌ها مشبک است و پایین آن سطح فلزی دیگری جای گرفته که فضولات داخلش ریخته و با این روش به سمت انتهای سالن برده شده و از مجموعه خارج می‌‌شود و نکته مهم‌تر اینکه سطحی که قفسه‌ها در آن جای گرفته کمی شیب دارد تا تخم مرغ‌ها بعد از خروج از بدن مرغ غلت بخورند و بدون اینکه آسیبی ببینند روی نوار نقاله پارچه‌ای که جلوی قفس‌ها قرار دارد، جای بگیرند و بعد جمع‌آوری بشوند. تخم مرغ‌های سفید و بیضی‌شکلی که با عبور از داخل راهروهای سالن مرغداری دانه‌دانه روی نقاله کرم‌رنگ خودی نشان می‌‌دهند و بعد با خوردن دکمه تسمه نقاله از داخل اتاق ورودی سالن، پشت هم شروع به حرکت می‌‌کنند تا از سالن مرغداری به سمت سالن بسته‌بندی که در آخرین نقطه حیاط مرغداری جای گرفته حرکت کنند.
 
کارگران مشغول کارند
در مرغداری‌های‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ صنعتی بیشترین تجمع کارگران را در سالن بسته‌بندی می‌‌بینید؛ کارگران در چند ردیف روبه‌روی هم قرار گرفته‌اند و تخم مرغ‌هایی را که روی نقاله به سالن بسته‌بندی می‌‌رسند برمی‌دارند و بعد از بررسی آن‌ها از نظر سلامت (شکستگی نداشته باشند، تمیز باشند و...) و درج تاریخ تولید روی آن‌ها با استفاده از یک چاپ لیزری داخل شانه‌ها می‌چینند و هر 6 شانه را داخل یک کارتن بسته‌بندی می‌‌کنند. کارتن‌هایی که در گوشه‌ای از سالن روی هم چیده می‌‌شوند تا با رسیدن ماشین‌ها راهی بازار و بعد هم سفره خانواده‌ها شوند.

 
در گوشه‌ای از حیاط بسیار بزرگ مرغداری، فضایی خالی پشت فنس وجود دارد که برای صاحب مجموعه یادآور خاطرات بسیار تلخی است؛ خاطره مرگ هزاران مرغی که زنده‌زنده از سوی ماموران دام‌پزشکی داخل گونی‌های‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌سفیدرنگی ریخته و به دلیل مشکوک بودن به بیماری آنفلوانزا زیر خروارها خاک دفن شدند. او می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌گوید سال گذشته چون در منطقه نمونه‌های‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ آنفلوانزا دیده شده بود یک روز برای بازدید به مرغداری ما هم آمدند ولی هیچ مورد مشکوکی دیده نشد و حتی نمونه‌برداری هم کردند اما چند ساعتی بیشتر نگذشته بود که واحد ما را قرنطینه کردند و بدون اینکه حتی منتظر جواب آزمایش‌ها ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌باشند، تعداد زیادی کارگر و ماشین‌های‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌لودر شروع به کندن بخشی از حیاط مجموعه و ریختن مرغ‌ها ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌داخل گونی و دفن آن‌ها ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌کردند. صاحب این مرغداری که در 10 سال گذشته سه بار به دلیل آنفلوانزا تمام سرمایه‌اش را در یک شب از دست داده است، ادامه می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌دهد: «تلخ‌ترین روز زندگی هر مرغداری روزی است که شاهد مرگ دسته‌جمعی هزاران مرغش باشد.» بسیاری از فعالان حوزه مرغداری از عملکرد وزارت جهاد و کشاورزی و سازمان دام‌پزشکی نسبت به کنترل بیماری آنفلوانزا و اقدامات مناسب برای پیشگیری شکایت می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌کنند و می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌گویند مدیران این نهادها به جای اینکه به فکر جلوگیری از بروز بیماری و مرگ چندین میلیون مرغ باشند در زمان بروز بیماری فقط به فکر جمع کردن سریع موضوع با قرنطینه کردن واحدها و کشتن چند میلیون مرغ هستند. مدیر یکی از مرغداری‌ها ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌گوید: «بعد از هربار شیوع آنفلوانزا و کشتن مرغ‌ها ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌وزارت جهاد کشاورزی همه جا اعلام می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌کند که خسارت واحدها پرداخت می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌شود و نگرانی نداشته باشند در صورتی که این واقعی نیست زیرا شرکت‌های‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌بیمه تنها بخشی از هزینه‌ها ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌را پرداخت می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌کنند و کارشناسان آن‌ها ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌از هر راهی استفاده می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌کنند تا عدد پایین‌تری را به واحدهای مرغداری پرداخت کنند. سال گذشته واحد ما به دلیل آنفلوانزا 7 میلیارد تومان ضرر کرد ولی تنها 2 میلیارد آن را پرداخت کردند و بعد از چند ماه که دوباره توانستیم مجوز لازم برای راه‌اندازی مجدد واحد را بگیریم و اقدامات اولیه برای ریختن دوباره مرغ را انجام دهیم باتوجه به گرانی‌ها ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌مجبور شدیم چند برابر هزینه کنیم.» او می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌گوید:« حمایت‌های‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌دولت در زمان‌های‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌بحرانی همچون آنفلوانزا بسیار کم است و بیشتر از اینکه باعث دلگرمی صاحبان مرغداری شود که حامی دارند، باعث دلسردی آن‌ها ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌شود.»
در حیاط بزرگ مرغداری هر چند دقیقه یک بار صدای بلندی شنیده می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌شود که توجه‌ها ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌را ناخودآگاه به سمت خود جلب می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌کند و حتی ممکن شما را برای لحظه‌ای به وحشت بیندازد. وقتی از صاحب مرغداری درباره آن می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌پرسیم با نشان دادن چیزی شبیه تفنگ که در نزدیک سیلوی خوراک رو به آسمان نشانه گرفته است، می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌گوید: «این وسیله با ایجاد صدا باعث می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌شود که پرنده‌ها ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌از محیط مرغداری فاصله بگیرند، پرنده‌های‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌وحشی مهم‌ترین منبع انتقال و آلوده‌کننده مجموعه‌ها ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌به بیماری‌های‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌خطرناک از جمله آنفلوانزا هستند و فضله کوچک یک پرنده می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌تواند عامل ابتلای ده‌ها ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌هزار مرغ به آنفلوانزا باشد.»
منتشر شده در سرویس:

گزارش تحقیقی