بزرگ‌ترین نگرانی‌های اقتصادی در سال ۲۰۱۹ چیست؟

پرواز ابرهای سیاه بر فراز اقتصاد دنیا

کد: 13980214393800005

در دسترس نیست

، تهران ، (کارخانه‌آنلاین): نوریل روبینی، اقتصاددان، گفت: رکود پیش رو در اقتصاد امریکا چندین بار سخت‌تر و بزرگ‌تر از رکود قبلی خواهد بود. رکودی که هم دولت و هم فدرال رزرو برای مواجهه با آن با مشکلات زیادی روبه‌رو ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌خواهند شد.

پرواز ابرهای سیاه بر فراز اقتصاد دنیا
پرواز ابرهای سیاه بر فراز اقتصاد دنیا

چالش ایجاد شده بین امریکا و چین در عرصه تجارت مسئله‌ای بسیار جدی است زیرا اقتصاد این کشور وابستگی زیادی به تجارت دارد و اگر این بحران زمینه‌ساز کاهش صادرات شود و درآمد این کشور از محل صادرات را تقلیل دهد

مونا مشهدی رجبی/ آینده نگر/ مجمع جهانی اقتصاد

سال جدید ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ با موجی از اخبار ناامیدکننده در مورد اقتصاد دنیا شروع شده است. اخباری که حاکی از وجود ابرهای تیره اقتصادی بر آسمان اقتصاد دنیا و تنش‌های مالی پیش روی مردم ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌است. موری ابسفیلد اقتصاددان ارشد صندوق بین‌المللی پول در مصاحبه‌ای با وبسایت این سازمان در پاسخ به این سوال که چه چالش‌هایی در سال ۲۰۱۹ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌میلادی پیش روی اقتصاد دنیا و فعالان اقتصادی است گفت: به نظر من، ما سال سختی پیش رو خواهیم داشت. سالی که بحران‌های بزرگ به دلیل تغییرات جدی در سیاست‌های اقتصادی ایجاد خواهد شد. اصلی‌ترین و مهم‌ترین چالش سال جاری ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌بحران در عرصه تجارت، بازگشت تعرفه‌های تجاری در امریکا و چین و بالا گرفتن تنش ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌در فضای تجاری این دو کشور است. اهمیت این دو کشور از این جهت است که آنها بزرگ‌ترین اقتصادهای دنیا ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌هستند که بیشترین سهم را در عرصه تجارت جهانی دارند. بالا گرفتن تنش در روابط تجاری این دو کشور می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌تواند بستر را برای بحران‌های بیشتر در فضای اقتصادی دنیا فراهم کند. وی ادامه داد: البته از نظر من تنها تجارت بین امریکا و چین دستخوش تغییر نمی‌شود بلکه تجارت بین امریکا و دیگر کشورهای دنیا هم تحت تاثیر قرار می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌گیرد. از طرف دیگر ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌اقتصادهای در حال گذار هم با چالش‌های زیادی روبه‌رو ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌هستند. این چالش بیشتر به دلیل عادی‌سازی سیاست‌های مالی و پولی توسط فدرال رزرو امریکا است که روی جریان سرمایه‌های خارجی در بازارهای در حال گذار اثر می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌گذارد. نکته دیگر سیاست‌های اقتصادی ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌امریکا است که در سال‌های اخیر تغییر زیادی کرده است و این تغییر می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌تواند هم ساختار روابط سیاسی و هم ساختار روابط اقتصادی و تجاری این کشور را تحت تاثیر قرار دهد و دوره گذاری در دنیا به وجود آورد.

اما گیتا ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌کوپیناف علاوه بر تایید نظرات همکارش به چالش بزرگ و مهم دیگری هم اشاره کرد. او تاکید کرد ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌یکی از مهم‌ترین مشکلاتی که در سال‌های اخیر اقتصاد دنیا را درگیر کرده بود بی‌ثباتی است. بی‌ثباتی برای اقتصاد سم است و این سم در سال‌های اخیر در تمامی بخش‌های اقتصاد دنیا رسوخ کرده است. به عنوان مثال تنش ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌در روابط اقتصادی و تجاری امریکا و چین در سال‌های اخیر بالا گرفته است و در نتیجه این مسئله تعرفه‌های تجاری در این دو ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌کشور رشد کرد. در درجه اول این اولین بار بعد از تصویب طرح جهانی‌سازی و تجارت آزاد است که کشوری برخلاف این قوانین و مصوبات اقدام به ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌افزایش تعرفه کرده است به همین دلیل نمی‌توان پیش‌بینی صحیحی در این زمینه ارائه داد. همین مسئله عامل بی‌ثباتی است. از طرف دیگر با وجود اینکه در ماه‌های اخیر اختلاف بین دو کشور در عرصه تجارت کمتر شده است ولی ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌نمی‌توان به این آتش‌بس چندان اطمینان کرد و عدم اطمینان به این مسئله باز هم مصداقی بر بی‌ثباتی در فضای اقتصادی ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌دنیا است.

بی بی سی در گزارش اخیر خود به موضوع ابرهای تیره ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌موجود بر فراز اقتصاد دنیا پرداخت و نوشت: همواره می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌شنویم سال ۲۰۱۹ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌سال سختی برای ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌اقتصاد دنیا است در حالی که ما سال ۲۰۱۸ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ را با موفقیت‌های زیادی پشت سر گذاشتیم. در سال گذشته نرخ رشد اقتصادی دنیا به مرز ۳.۷ درصد رسید و ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌دو اقتصاد امریکا و چین توانستند با سرعت بالایی رشد کنند. در سالی که گذشت اقتصاد امریکا با نرخ ۳ درصد رشد کرد و چین هم توانست نرخ رشد ۶.۶ درصدی را ثبت کند. البته این نرخ رشد برای اقتصاد کشوری که طی سه دهه گذشته رشد دورقمی را تجربه کرده بود، نرخ بالایی نیست ولی از آنجا که این سیاست خودخواسته بوده است نشان‌دهنده موفقیت اقتصادی این سرزمین است. چین همیشه یکی از کشورهایی بود که توجه اقتصادهای جهان را به خود جلب می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌کرد. چه آن سال‌هایی که تنها یک مصرف‌کننده بود و چه حالا که یک تولیدکننده بزرگ است. این کشور بازار بسیار بزرگی دارد و توجه به نیازهای این بازار یکی از اهداف اصلی و مهم ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌تولیدکنندگان دنیا است ولی قدرت‌نمایی این کشور در عرصه تولید و صنعت و اقتصاد هم باعث شده است ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌تا در رده‌بندی قدرت جایگاه مهمی به دست آورد و محور اصلی ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌بخش زیادی از مذاکرات باشد.

در نتیجه افزایش نرخ رشد اقتصادی چین بود که استاندارد زندگی مردم در این کشور هم رشد کرد و توان مصرف آنها هم بیشتر شد. این تصویر کلی و روشن این سؤال را ایجاد می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌کند که نگرانی در کجا وجود دارد؟ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ابرهای تیره در کجای آسمان اقتصادی ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌دنیا پراکنده هستند؟

 

اول، ترامپونومیک یا بحران اقتصاد ترامپی

اقتصاد امریکا تحت تاثیر سیاست‌های رئیس‌جمهوری این کشور است. رئیس‌جمهوری که بی‌پروا اقدام به پیشنهاد و اجرای طرح‌هایی می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌کند که شمار زیادی از کارشناسان اقتصادی با آن مخالف هستند. انتظار می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌رود در سال جاری در نتیجه اجرای سیاست‌های ترامپ برای بالغ بر دو سال، نرخ رشد اقتصادی امریکا کمتر شود. رشد اقتصادی سال ۲۰۱۸ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ در نتیجه ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌اجرای سیاست کاهش نرخ مالیات یا حذف مالیات برای گروه‌های خاص توسط ترامپ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌بود. این سیاست اثری موقت و کوتاه‌مدت بر رشد اقتصادی دارد و در سال ۲۰۱۹ تاثیر این سیاست در اقتصاد از بین خواهد رفت.

از طرف دیگر ترامپ بارها اعلام کرده است که اصلی‌ترین مشکل ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌اقتصاد امریکا سیاست‌های فدرال رزرو ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌در جهت افزایش نرخ بهره و عادی‌سازی آن است. او آن‌قدر این ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌نظریه را تکرار کرد که استیون مانچین وزیر خزانه‌داری امریکا ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌اعلام کرد ترامپ قصد ندارد در تصمیم‌گیری‌های فدرال رزرو در مورد نرخ بهره مداخله کند. در این‌جا این سوال ایجاد می‌شود که آیا دولت امریکا قدرت مداخله در عملکرد فدرال رزرو را دارد یا خیر. طبق قانون امریکا کنگره ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌می‌‌تواند روی سیاست‌گذاری‌های فدرال رزرو نظارت داشته باشد و رئیس‌جمهور در این زمینه دخیل نیست. رئیس‌جمهور تنها می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌تواند ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌رئیس فدرال رزرو را منصوب کند و به احتمال زیاد اگر دونالد ترامپ در انتخابات سال ۲۰۲۰ برای دور دوم رئیس‌جمهور امریکا شود، در پایان دوره ریاست جرومی پاول در سال ۲۰۲۲، دوره ریاست او را تمدید نخواهد کرد.

یک مسئله دیگر که در دوره ریاست جمهوری ترامپ ایجاد شد و اقتصاد امریکا را بدون شک تحت تاثیر قرار خواهد داد، تغییر سیاست‌های تجاری است. تجارت بین‌الملل در نتیجه این تحول منفی آسیب جدی می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌بیند و امریکا هم شاهد کاهش درآمد ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌تجاری خود خواهد بود که ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌بخش مهمی در رشد اقتصادی هر کشور است.

با این توضیحات کوتاه مشخص می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌شود که در سال‌های پیش رو اقتصاد امریکا نه‌تنها رشدی نخواهد کرد بلکه با افول اقتصادی هم روبه‌رو ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌شود و این افول در نتیجه سیاست‌های اقتصادی اجراشده ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌توسط ترامپ یا دولت اوست.

 

دوم، افزایش تعرفه‌های تجاری بین امریکا و چین

امریکا و چین دو اقتصاد بزرگ و قدرتمند دنیا هستند که تحولات مثبت و منفی در اقتصاد این کشورها می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌تواند عملکرد اقتصاد دنیا را تحت تاثیر قرار دهد. در سال گذشته امریکا و چین رسما وارد یک تقابل و رویارویی ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌تجاری با هم شدند. آغاز این تقابل زمانی بود که ترامپ چین را دزدی قلمداد کرد که از تکنولوژی‌های تولید ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌امریکا برای ایجاد شغل و آغاز کسب و کار کوچک و بزرگ در داخل کشورش استفاده می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌کند. سه ماه از آغاز سال ۲۰۱۸ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌و بیان این سخن توسط رئیس‌جمهوری امریکا نگذشته بود که بخش عظیمی از کالاهای وارداتی از چین به امریکا مشمول پرداخت تعرفه‌های وارداتی شدند و در نتیجه قیمت این محصولات در بازار ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌امریکا بین ۱۰ تا ۲۵ درصد رشد کرد. چین هم ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌در پاسخ به این سیاست امریکا، تعرفه‌های وارداتی کالاهای ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌امریکایی را افزایش داد و واردات برخی از اقلام کالایی را محدود کرد.

البته از آن زمان تاکنون مذاکرات زیادی بین ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌رئیس‌جمهوری امریکا و چین انجام شده است و احتمال این وجود دارد که این تنش‌ها از بین برود ولی هیچ تضمینی برای از بین رفتن تنش‌ها وجود ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ندارد و این بی‌ثباتی عامل مهمی در افت نرخ رشد اقتصادی دنیا ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌در سال‌های پیش رو خواهد بود.

 

سوم، افت نرخ رشد اقتصادی اروپا

اروپا هم مشکلات خاص خود را دارد. ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌داده‌های اقتصادی این ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌منطقه در فصل سوم سال قبل نشان ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌از افت نرخ رشد اقتصادی منطقه یورو در کل سال داشت. برخی بر این باورند که وضعیت کنونی اروپا ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌به دلیل تغییرات سیاسی ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌و اقتصادی داخلی این منطقه دچار ضعف شده است و این وضعیت موقتی است. اما دیگر تحلیل‌گران اقتصادی بحران کنونی این ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌منطقه را بسیار جدی ارزیابی می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌کنند ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌و بر این باورند که ادامه روند کنونی می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌تواند چالش بسیار بزرگی در اقتصاد اروپا ایجاد کند. به خصوص که شرایط اقتصادی اروپا طی یک دهه اخیر هم چندان مثبت و امیدوارکننده نبوده است. مطالعات نشان داده است که صنایع تولیدی ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌در سال ۲۰۱۸ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ با افت بی‌سابقه‌ای در تولید و درآمد روبه‌رو ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌بودند و افت تولید در دو کشور فرانسه و ایتالیا بیش ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌از دیگر کشورها بوده است. از طرف دیگر اروپا مشکلات خود را در حوزه تجارت دارد. مشکلاتی که جدا از مشکلات جهانی و مشکلات ایجادشده توسط دولت ترامپ است. این مشکلات به دلیل برگزیت و تبعات اقتصادی و سیاسی و قانونی این جدایی ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌در اروپا ایجاد خواهد شد. بریتانیا باید تا روز ۲۹ مارس سال ۲۰۱۹ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌رسما از اتحادیه اروپا خارج شود و احتمالات زیادی برای ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌وضعیت ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌تجاری اروپا و بریتانیا بعد از این جدایی مطرح است. بریتانیا در پی خروج از اتحادیه اروپا است به گونه‌ای که کمترین آسیب به تجارت بین اروپا و بریتانیا وارد شود ولی واقعیت این‌جاست که این جدایی بدون شک روی روابط اقتصادی بریتانیا با دیگر کشورهای اروپایی اثر منفی دارد. اولین نماد آن را می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌توان در خارج شدن مراکز مالی اروپا از لندن مشاهده کرد. پیش از این لندن پایتخت مالی اروپا بود ولی بعد از برگزیت ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌و تمایل بریتانیایی‌ها به خارج شدن از اتحادیه اروپا پایتخت مالی این منطقه به آلمان ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌منتقل شد. این مسئله روی بازار کار ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌و ارزش پول بریتانیا تاثیر بسیار مخربی داشت و فرصت‌های شغلی زیادی را در کشور از بین برد.

 

چهارم، احتمال رکود اقتصادی در امریکا

در آخرین ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ماه‌های سال ۲۰۱۸، بازار سهام در اغلب کشورهای صنعتی وضعیت بسیار بدی داشت. برخی از بازارها در اولین روزهای سال ۲۰۱۸ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌تا انتهای نیمه اول سال روند نوسانی ولی افزایشی را تجربه کردند ولی با وارد شدن به نیمه دوم سال ورق برگشت و افت بازارهای مالی شروع شد. ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌مطالعات نشان می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌دهد ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌سال ۲۰۱۸ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌بدترین سال برای بازارهای جهانی بعد از بحران مالی سال ۲۰۰۸ بود. سالی که ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌چالش‌های زیادی در عرصه مالی و اقتصادی دنیا ایجاد شد و بازارهای مالی هم تحت تاثیر تحولات سیاسی و تصمیم‌گیری‌های منطقه‌ای با نوسانات زیادی روبه‌رو‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌شدند.

بی بی سی بر این باور است که افت ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ارزش سهام شرکت‌های مختلف یک پیام هشدار است. پیامی که می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌گوید مشکلات اقتصادی بسیار بزرگ‌تری پیش رو است و حتی احتمال رکود اقتصادی هم وجود دارد ولی نمی‌توان تنها با استناد به این پیام هشدار در مورد سیاست‌های آینده پیش‌بینی کرد یا برآوردهایی را در مورد اقتصاد کشور‌های مختلف ارائه داد. مطالعات نشان داده است که در بسیاری از موارد بازار مالی پیام‌های نادرستی مخابره می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌کند.

اما فارغ از پیش‌بینی بازار در مورد چالش‌های اقتصادی پیش رو، اقتصاددانان برجسته‌ای از جمله نوریل روبینی هم انتظار رکود اقتصادی در امریکا را انتظاری محتمل می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌دانند. روبینی که رکود اقتصادی سال ۲۰۰۸ را هم پیش‌بینی کرده بود، در سخنرانی اخیر خود خبر از آغاز رکود اقتصادی در امریکا از سال ۲۰۲۰ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ داد. وی در این مورد گفت: رکود پیش رو چندین بار سخت‌تر و بزرگ‌تر از رکود قبلی خواهد بود. رکودی که هم دولت و هم فدرال رزرو برای مواجهه با آن با مشکلات زیادی روبه‌رو ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌خواهند شد. زیرساخت‌های اقتصادی امریکا بعد از رکود سال ۲۰۰۸ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ بسیار ضعیف است و اگر حمایت‌های مالی دولت از اقتصاد متوقف شود، اقتصاد هم فرومی‌پاشد.

دیگر نمی‌توان انتظار داشت که رکود این بار با سیاست‌هایی که در دوره قبل به کار گرفته شده است، قابل درمان باشد. ضمن اینکه دولت امریکا هم از نظر مالی ضعیف‌تر از دولت ده سال ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌قبل است. این را می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌توان از بحران‌های مالی کوچک و بزرگی که در کشور ایجاد می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌شود دید.

پنجم، بحران در اقتصاد چین

چین هم موضوعات زیادی برای نگرانی دارد. مسائلی از قبیل افزایش بدهی‌های دولتی و بخش خصوصی که ثبات مالی و اقتصادی این کشور را هدف قرار داده است. آمارها نشان می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌دهد که سفارش‌های جدید برای ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌تولیدکنندگان روند کاهشی داشته است و اوج این روند کاهشی در ماه دسامبر مشاهده شده است. این برای اولین بار طی دو سال اخیر است که ما کاهش سفارش کالاهای مورد استفاده در بخش تولید چین را تجربه کردیم.

چالش ایجاد شده بین امریکا و چین در عرصه تجارت مسئله‌ای بسیار جدی است زیرا اقتصاد این کشور وابستگی زیادی به تجارت دارد و اگر این بحران زمینه‌ساز کاهش صادرات شود و درآمد این کشور از محل صادرات را تقلیل دهد، نمی‌توان ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌انتظار داشت رشد اقتصادی این کشور ادامه پیدا کند.

مسئله دیگر در چین مداخله دولت در نظام مالی و پولی داخلی و مخالفت دنیا با این سیاست است. مقامات چین در سال‌های اخیر بارها به این دلیل با سران کشورهای دیگر دیدار کرده‌اند زیرا غربی‌ها بر این باورند که چین با مداخله دولتش در بازار پول و پایین نگه داشتن ارزش یوان، توازن در بازارهای تجاری را بر هم زده است و قدرت رقابت محصولات چینی را در بازار جهانی افزایش داده است. انتقادی که چین قویا آن را مردود می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌داند.

در پایان باید گفت که ابرهای تیره بر فراز اقتصاد دنیا در حال حرکت هستند و سایه آنها روی مناطق مختلف می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌تواند به تدریج تبعات مخربش را به دیگر کشورها هم برساند. به دلیل همین چالش‌ها است که در آستانه سال جدید‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ اغلب گزارش‌ها از تاثیر زیاد سیاست ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌روی اقتصاد دنیا ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌در سال ۲۰۱۹ همانند سال قبل از آن صحبت می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌کرد. حال باید دید کدام‌یک از این چالش‌ها با آگاهی و درایت سیاستمداران اقتصادی قابل حل است و کدام چالش‌ها بر بدنه اقتصاد جهان آسیب جدید وارد می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌کند.

منتشر شده در سرویس:

گزارش تحلیلی